دانه خردلى ( كار نيك و بد ) باشد آن را به حساب بياوريم كه ما براى حسابگرى كافى هستيم ( 47 ) .
بيان آيات
اين آيات تتمه كلامى است كه در اين سوره پيرامون مساله نبوت آورد ، در اين آيه ها پاره اى كلمات مشركين در باره رسول خدا ( ص ) را آورده ، جواب مىدهد مثل اينكه گفته بودند او به زودى مىميرد و ما از دست او راحت مىشويم و يا از در استهزاء گفته بودند : اين است كه خدايان شما را بد مىگويد ، و يا به عنوان مسخره كردن مساله بعث و قيامت گفته بودند : اين وعده اى كه مىدهيد چه وقت است اگر راست مىگوييد ؟ كه خداى عز و جل پاسخ هر يك را داده تا خاطر خطير رسول گراميش را تسليت داده باشد .
* ( « وَما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أفَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ » ) * .
از اين آيه بر مىآيد كه مشركين به خود دلخوشى مىدادند كه محمد ( ص ) به زودى مىميرد و ايشان از دعوت او خلاص گشته آلهه آنان از طعنه هاى او نجات مىيابند هم چنان كه خداى عز و جل در جاى ديگر همين تسليت را از آنان نقل كرده از آن جمله در پاسخ دشمنان كه گفته بودند : « نَتَرَبَّصُ بِه رَيْبَ الْمَنُونِ » « 1 » فرمود : ما براى هيچ پيغمبرى قبل از تو نيز عمر جاويدان قرار نداده بوديم كه اينها آرزوى مرگ براى خصوص تو مىكنند البته تو خواهى مرد ايشان هم مىميرند و مرگ تو سودى به حال آنان ندارد نه آنان اگر تو بميرى جاودان مىمانند و نه خودشان در عمر كوتاهى كه دارند از فتنه و امتحان الهى بر كنار مىشوند ، زيرا همه انسانها در طول زندگيشان از امتحان بر كنار نمىمانند و در آخرت نيز از تحت قدرت و سلطنت ما بيرون نمىشوند ، بلكه به سوى ما باز مىگردند و ما به حسابشان رسيده و جزاى كرده هايشان را مىدهيم .
و اينكه فرمود : « * ( أفَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ ) * - آيا اگر تو بميرى ايشان جاودان خواهند بود » و نفرمود : « فهم خالدون » با در نظر گرفتن اينكه استفهام در آن انكارى است نفى قصر قلب را افاده مىكند گويا خواسته است بفرمايد اينكه مىگويند « انتظار مرگ او را داريم » سخن كسى است كه خودش را جاودان و تو را مزاحم حيات جاويد خود مىداند كه اگر تو بميرى او جاودان گشته حيات جاويد عايدش مىشود آن هم حيات بىفتنه و دغدغه ، و حال
هامش
( 1 ) منتظر هستيم حوادث ناگوار از بينش ببرد . سوره طور ، آيه 30 .