فريب آن را مىخورند ، و به جاى تمايل به خدا به آنها ميل پيدا مىكنند ، باطل خوانده است ، و آيات كريمه قرآن در اين معانى بسيار است كه مجالى براى نقل آنها در اين مقام نيست .
و آنچه خداوند از ميان اين دو ، بدان استناد مىكند ، و بالأصاله بدان تكيه مىنمايد ، حق است ، نه باطل ، هم چنان كه فرمود : « الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ » « 1 » و نيز فرمود : « وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا » « 2 » .
و اما باطل را از آن جهت كه باطل است ، هيچ وقت به خود نسبت نمىدهد ، بلكه آن را لازمه نقص بعضى از موجودات ، به قياس به موجودى كاملتر معرفى مىكند ، مثلا عقايد باطل از لوازم نقص ادراك است ، و هر امر باطلى از لوازم آن امر است به قياس به كاملتر آن ، هر جا باطل را به خود نسبت داده ، آن را منسوب به اذن خود كرده ، به اين معنا كه مثلا اگر زمينى شوره زار و شفاف خلق كرده كه بيننده آن را از دور آب مىپندارد ، همين خلق كردنش اذن او است ، اذن در اينكه بيننده از ديدن او فورا به خيال آب بيفتد ، و همين خود تحقق سراب است كه تحققى است خيالى و باطل .
از همين جا روشن مىشود كه هيچ چيز در عالم وجود نيست مگر آنكه در آن شايبه اى از بطلان هست ، مگر وجود خداى سبحان كه حق محض است و هيچ بطلانى با او آميخته نيست و بطلان به دو راه ندارد ، هم چنان كه فرمود : « أَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ » « 3 » .
و نيز روشن مىشود كه عالم خلقت با همه نظامى كه در آن هست از امتزاج حق و باطل پديد آمده ، هم چنان كه خداى تعالى امر خلقت را چنين مثل زده ، « أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها ، فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً ، وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْه فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُه ، كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّه الْحَقَّ وَالْباطِلَ ، فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً ، وَأَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ » « 4 » و در زير همين عنوان معارف بسيارى نهفته است .
آرى سنت خداى تعالى بر اين جريان يافته كه : باطل را آن قدر مهلت دهد تا روزى با
هامش
( 1 ) حق از ناحيه پروردگارت است . سوره آل عمران ، آيه 60 .
( 2 ) ما آسمان و زمين و آنچه بين آن دو است را باطل نيافريديم . سوره ص ، آيه 27 .
( 3 ) به درستى كه خدا همان حق است ، سوره نور ، آيه 25 .
( 4 ) آبى از آسمان نازل كرد ، پس دره هايى هر يك به قدر ظرفيت خود پر شد ، و سيل راه افتاد ، و بر بالاى خود كف بلندى بر داشت ، و فلزاتى كه در آتش مىدمند ، تا زيور و يا اثاث درست كنند ، مثل آن سيل جرمى دارد ، خدا حق و باطل را چنين مثل مىزند ، اما كف با خشك شدن از بين مىرود ، و اما آنچه به درد مردم مىخورد در زمين مىماند . سوره رعد ، آيه 17 .