تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
قريه هايى را كه به خود * ( « كانَتْ ظالِمَةً » ) * ستمكار بودند و اسراف و كفر مىورزيدند * ( « وَأَنْشَأْنا » ) * و بعد از هلاك كردن آنان ، ايجاد كرديم * ( « قَوْماً آخَرِينَ » ) * مردمى ديگر را * ( « فَلَمَّا أَحَسُّوا » ) * پس همين كه آن اهل قريه ستمكار به حس خود درك كردند « باسنا » عذاب ما را * ( « إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ » ) * ناگهان پا به فرار گذاشته بدويدند در آن هنگام بود كه از در توبيخ و ملامت به ايشان گفته شد : * ( « لا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيه » ) * ندويد و از اين عذاب فرار مكنيد بلكه به آن نعمتها كه در آن زياده روى مىكرديد مراجعه كنيد * ( « وَمَساكِنِكُمْ » ) * و به خانه هايتان برگرديد * ( « لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ » ) * تا شايد باز هم فقرا و بينوايان به دريوزگى شما مراجعه كنند و شما از در نخوت و اعتزاز ايشان را از خود برانيد و يا خود را از ايشان پنهان كنيد و اين كنايه است از اعتزاز و استعلاى ستمكاران كه خود را متبوع و به جاى خدا و ارباب تابعين مىدانستند ، از در پشيمانى « قالوا » گفتند * ( « يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ » ) * واى بر ما كه مردمى ستمكار بوديم * ( « فَما زالَتْ تِلْكَ » ) * و اين هم چنان سخن ايشان بود و بر ظلم خود اعتراف و به ربوبيت خداى تعالى اقرار مىكردند * ( « حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً » ) * تا آنكه ما اينها را درو شده و مقطوعشان كرديم ، « خامدين » و ساكن و ساكتشان ساختيم مانند آتشى كه خاموش شود نه صدايى دارد و نه در باره اش گفتگويى مىشود . مفسرين براى جمله * ( « لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ » ) * وجوه ديگرى ذكر كرده‌اند كه از فهم دور است و ما به همين جهت متعرض آنها نشديم .
بحث روايتى
در كتاب احتجاج از صفوان بن يحيى روايت آورده كه گفت : امام ابى الحسن الرضا ( ع ) به ابى قره صاحب شبرمه فرمود : تورات و انجيل و زبور و فرقان و همه كتابهايى كه نازل شده كلام خدا است كه براى عالميان نازل كرده تا نور و هدايت باشد و همه آنها حادث است و غير خدا است زيرا خداى تعالى فرموده : « أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً - يا ذكرى برايشان حادث كند » و نيز فرموده : * ( « ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوه وَهُمْ يَلْعَبُونَ » ) * و خدا همه كتابهايى را كه نازل كرده حادث كرده است . ابو قره گفت : آيا اين حادث معدوم هم مىشود ؟ فرمود مسلمانان همه اجماع دارند بر اينكه آنچه سواى خدا است فعل خدا است ، و يكى از افعال خدا تورات و انجيل و زبور و فرقان است مگر نشنيدى كه مردم مىگويند : « رب القرآن ؟ » و قرآن روز قيامت مىگويد : پروردگارا فلانى - با اينكه خدا داناتر از او است به آن شخص - روزش را در تلاوت من به
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 358 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى