هم چنان روى گردانند ( 1 ) .
هيچ پند تازه اى از پروردگارشان به سويشان نيايد مگر آنكه به عنوان استهزاء به آن گوش فرا دهند ( 2 ) .
دلهايشان مشغول و سرگرم ماديات است و آنان كه ستمگرند اين راز خود را نهانى گويند كه آيا اين جز بشرى مثل شما است ؟ چرا شما با دو چشم بينا به جادو رو مىكنيد ! ( 3 ) .
بگو پروردگار من در آسمان و زمين همه گفتارها را مىداند و او شنوا و دانا است ( 4 ) .
نه تنها آن را جادو مىخوانند بلكه پندارهاى مشوش و بلكه از اين هم بدتر ، آن را تزوير و افتراء مىنامند ، و بلكه او را شاعر خيالپرداز معرفى مىكنند و مىگويند اگر شاعر نيست پس معجزه اى نظير معجزه گذشتگان براى ما بياورد ( 5 ) .
پيش از ايشان هيچ فرقه اى كه هلاكش كرديم به معجزه ها ايمان نياورده بود اينان چگونه ايمان مىآورند ؟ ( 6 ) .
ما پيش از تو مردانى نفرستادهايم مگر اينكه به آنها وحى مىكردهايم اگر خودتان نمىدانيد از اهل كتاب بپرسيد ( 7 ) .
ما پيغمبران را پيكرهايى كه غذا نخورند و جاودان بمانند قرار نداديم ( 8 ) .
آن گاه وعده خويش را با آنان وفا كرديم ، آنها و هر كه را خواستيم نجاتشان داديم و افراطكاران را هلاك كرديم ( 9 ) .
به شما كتابى نازل كردهايم كه يادبود شما در آن است چرا نمىفهميد ( 10 ) .
چه بسيار مناطق آباد ستمگرى را در هم شكستيم و از پس آن گروهى ديگر پديد آورديم ( 11 ) .
و چون صلابت ما را احساس كردند از آن گريزان شدند ( 12 ) .
( به ايشان گفتيم ) نگريزيد به سوى لذتها و مسكنهاى خويش باز گرديد شايد سراغ شما را بگيرند ( 13 ) .
گفتند : اى واى بر ما كه ستمگر بودهايم ( 14 ) .
ادعايشان همواره همين بود تا آنكه ريشه آنها را قطع كرديم و خاموششان ساختيم ( 15 ) .
بيان آيات
غرض اين سوره گفتگو پيرامون مساله نبوت است كه مساله توحيد و معاد را زير بناى آن قرار داده ، نخست داستان نزديك بودن روز حساب و غفلت مردم از آن ، و نيز