قضاء عذاب از كفار اهل بدر است ، به وسيله شمشير مسلمين و اجل مسمى مربوط به بقيه كفار مكه است ، ولى فساد اين قول روشن است .
* ( « وَأَجَلٌ مُسَمًّى » ) * - در تفسير اول سوره انعام گذشت ، كه اجل مسمى عبارت است از اجلى كه با نامگذاريش آن چنان معين شده كه به هيچ وجه تخلف نمىكند ، هم چنان كه فرمود :
« ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَما يَسْتَأْخِرُونَ » « 1 » ولى بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : كه مراد از اجل مسمى ، روز قيامت است . جمعى « 3 » ديگر گفتهاند : اجل مسمى آن كلمه اى است كه از خدا رانده شده باشد ، و بنا بر اين قول ، عطف اجل بر كلمه عطف تفسيرى مىشود . اما به هيچ يك از اين دو قول نمىشود اعتماد كرد ، چون دليلى بر آنها نيست .
پس ما حصل معناى آيه اين مىشود : « اگر كلمه اى كه از پروردگارت پيشى گرفته - اضافه رب به - كاف - خطاب احترام و تاييدى از رسول خدا ( ص ) است - نبود كه عذابشان را تاخير انداخت ، و اجل مسمى وقت آن را معين كرده ، هر آينه هلاكت ملازم آنان بود ، و به مجرد كفر و اسراف هلاك مىشدند » .
از اينجا روشن مىشود كه مجموع كلمه اى كه پيشى گرفته ، و اجل مسمى ، يك علت تام ، براى تاخير عذاب از ايشان است نه دو علت ، كه هر يك سبب مستقلى باشد كما اينكه بسيارى از مفسرين « 4 » پنداشتهاند .
* ( « فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِها . . . » ) *
در اين آيه ، رسول گرامى خود را دستور مىدهد تا در برابر گفته هاى كفار صبر كند ، و اين دستور خود را متفرع بر مطالب قبل كرده ، گويا فرموده است : وقتى يكى از قضاهاى رانده شده خدايى باشد كه عذاب كفار را تاخير بيندازد ، و از آنان در برابر سخنان كفرآميزى كه مىگويند انتقام نگيرد ، ديگر جز صبر راهى براى تو نمىماند ، بايد به قضاى خدا راضى شوى ، و او را از آنچه در باره اش از كلمات شرك مىگويند منزه بدارى ، و در برابر عكس العملهاى بدى كه نشان مىدهند صبر كنى و در ازاى آثار قضاى او حمد خدا گويى ، چون آثار قضاى او جز اثر جميل نخواهد بود ، پس بر آنچه مىگويند صبر كن ، و به حمد پروردگارت تسبيحگوى ، باشد كه خوشنود گردى .
هامش
( 1 ) هيچ امتى از اجل خود جلو نمىافتد و نيز آن را تاخير نمىاندازد . سوره حجر ، آيه 5 .
( 2 ، 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 35 .
( 4 ) روح المعانى ، ج 22 ، ص 133 .