تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
سراپاى وجودشان را احاطه نموده پاك و خالصشان ساخته بود ، اينان ديگر آنچه را كه فرعون حقيقتش مىپنداشت سرابى خيالى و زينتى فريب دهنده و باطل مىديدند ، و در اين عرصه مخير ميان حق و باطل و حقيقت و سراب شده بودند و حاشا بر اهل يقين از اينكه در يقين خود شك كنند و يا باطل را بر حق ، و سراب را بر حقيقت مقدم بدارند ، با اينكه به شهود و عيان مىگويند : « به آن خدايى سوگند كه ما را آفريده ، تو را بر آنچه از معجزات و دلائل كه بر خورده‌ايم معاوضه نمىكنيم و مقدم نمىداريم » ، پس مقصودشان از كلمه « تو را » جسد انسانى داراى روح فرعون نبوده ، بلكه مقصود دنياى عريض و مال و منال آن كه فرعون به آن مىباليد بوده است . فرعون كه ساحران را به قتل فجيع و عذاب شديد ، و محروميت از حيات دنيا تهديد مىكرد از نظر ديد خود بود كه براى آدمى حيات و سعادت و شقاوتى غير دنيايى سراغ نداشت و گر نه ساحران قضيه را به عكس مىديدند ، يعنى براى آدمى زندگىاى دائمى و جاودان سراغ داشتند كه در مقابل آن ، زندگى دنياى فانى و معجل قدر و قيمتى ندارد ، اگر در آن زندگى سعادتى داشته باشند ، شقاء اين زندگى شقاء نيست ، و اگر نداشته باشند سعادت اين دنيا سعادت و نافع نيست . بنا بر اين چنين كسانى ديگر از تهديد فرعون نخواهند ترسيد چون خسران زندگى دنياى فانى در نظرشان ( اگر در آخرت كه زندگى جاويد است سعادتى داشته باشند ) خسران نيست ، و لذا در پاسخ فرعون گفتند : « * ( فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِه الْحَياةَ الدُّنْيا ) * - هر چه مىخواهى بكن كه تو جز بر زندگى دنيايى ما دسترسى ندارى » . آيات بعدى هم كه تتمه كلام ايشان با فرعون را حكايت مىكند همه تعليل اين گفتار ايشان است كه گفتند : * ( « لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَالَّذِي فَطَرَنا » ) * . و در اينكه گفتند : * ( « ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ » ) * اشاره است به اينكه ايشان آنچه را از جريان عصا مشاهده كردند معجزاتى شمردند كه از موسى ( ع ) ديده بودند كه هر كدام در جاى خود معجزه اى مستقل بوده ، مانند اژدها شدن آن و خوردنش طنابها و عصاها را ، و برگشتنش به صورت عصا و به حالت اول و لذا گفتند : « * ( ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ ) * - آنچه از معجزه ها كه ديديم » . ممكن هم هست كه كلمه « من » براى تبعيض باشد و بفهماند كه ايشان هر چند يك معجزه ديده‌اند ولى ايمان دارند كه براى خدا معجزات زياد ديگرى نيز هست ، ولى اين احتمال خالى از بعد نيست .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 253 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى