تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
آرى وضع مردمى را حكايت مىكند كه تا يك ساعت قبل دلهايى آكنده از هيبت و ابهت فرعون داشتند ، و نفوس خود را از زينت و زخارف دنيوى كه با او بود - و جز خيالهاى كاذب و موهوماتى باطل نبود - خيره و پست نموده و او را رب اعلى مىپنداشتند ، و به او سوگند مىخوردند ، هم چنان كه هنگام انداختن طنابها و چوبدستىها گفتند : « بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ » و بعد از يك ساعت كه حق برايشان روشن گشت ، ديدگانشان باز گرديد ناگهان آنچه از فرعون در دل داشتند ، و آن عزت و سلطنت و آن زينت و زخرفى كه برايش قائل بودند يكباره فراموش گشت ، ايمان به خدا در عرض يك ساعت آن چنان تحولى در دلها به وجود آورد كه رذيله ترس و تملق پيروى هوى و شيفتگى در برابر سراب زينت زندگى دنيا را به كلى نابود كرده ، در همين مدت كوتاه عشق به حق و قدم نهادن در تحت ولايت خدا ، و اعتزاز به عزت او را جايگزين آن رذايل نمود ، ديگر جز آنچه خدا اراده كند اراده اى ندارند و ديگر جز از خدا اميدى نداشته و جز از او نمىترسند . همه اينها از محاوره اى كه ميان فرعون و ايشان رد و بدل شده و از مقايسه كلام او و پاسخ ساحران به وى فهميده مىشود ، در يك سو فرعون است كه در تاريكى غفلت از مقام پروردگار خود قرار دارد و جز خود نمىبيند ، و به خود نسبت ربوبيت قبط مىدهد ، آرى در يك طرف اين محاوره ، حاكم مصر است كه جنود مجنده دارد ، هر چه بخواهد مىكند ، و هر حكمى بخواهد مىراند ، و ليكن از نظر حق و حقيقت ، هيچ چيز ندارد و جز به دعاوى باطله دلخوش ندارد ، آن چنان مست و مغرور جهل خويش است كه خيال مىكند حق و حقيقت خاضع و پيرو باطل او مىشود ، و توقع دارد كه نفوس مردم ، - با اينكه شعور و داورى ، جبلى آنها است - بدون اجازه او چيزى را با شعور و دركش درك نكند ، و بىاذن او دلها به هيچ حقى يقين پيدا نكند ، لذا با تعجب به ساحران مىگويد : * ( « آمَنْتُمْ لَه قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ » ) * آيا بدون اجازه من به او ايمان آورديد ؟ . و نيز او چنين مىپندارد كه آدمى جز اين ساختمان بدنى و جسمانى كه چند صباحى زندگى مىكند ، و سپس فانى و فاسد مىگردد ، حقيقت ديگرى ندارد و جز رسيدن به لذائذ مادى و فانى همين بدن جسمانى سعادت ديگرى برايش نيست ، چون در تهديد ساحران مىگويد : « سوگند كه دست و پايتان را به عكس قطع مىكنم و سوگند كه به تنه هاى درختان خرما به دارتان مىآويزم ، و به زودى خواهيد فهميد كه كدام يك از ما عذاب سختترى و باقىترى خواهد داشت » كه اگر در آخر كلام او دقت شود ، به دست مىآيد كه غير از عذابهاى دنيوى عذابى ديگر سراغ نداشته . و در سوى ديگر ساحرانى كه ايمان آوردند و به رسيدن به حق موفق گشته ، و حق