هَدى » ) * مشتمل بر برهانى است كه ربوبيت منحصره را براى خداى تعالى اثبات مىكند ، چون خلقت موجودات و ايجاد آنها فرع اين است كه مالك وجود آنها باشد ، زيرا موجودات به « وجود » قائمند - و نيز مالك تدبير آنها بوده باشد .
اينجا است كه خوب روشن مىگردد كه نظم طبيعى آيه و سياق آن بر طبق مقتضاى مقام جريان يافته است ، چون مقام ، مقام دعوت به سوى توحيد و اطاعت رسول بوده است و فرعون هم بعد از شنيدن دعوت ، عكس العملى نشان داده كه حاصلش تغافل از داشتن رب است ، و چنين وانمود كرده كه شما مرا به سوى رب خودتان مىخوانيد ، ( چون خود من كه ربى ندارم ) آن گاه پرسيده « رب شما دو نفر كيست ؟ » چون مقام چنين مقامى بوده ، جا داشته كه در جواب بگويند : « رب ما همان رب همه عالميان است » تا ربوبيت ربشان شامل خود آنان و فرعون بشود . ولى اينطور جواب ندادند بلكه بليغتر جواب داده و گفتند : « پروردگار ما آن كسى است كه خلقت هر چيزى را به آن چيز داده و سپس هدايتش كرد » و در عين حال كه آن مدعا را معرفى نموده برهانش را هم افاده كردند ، و اگر جواب اولى را داده بودند يعنى گفته بودند :
« رب ما همان رب همه عالميان است » تنها مدعا را افاده مىكرد ، ديگر برهان را نمىرسانيد ، ( دقت فرماييد ) .
و اگر در كلام تنها هدايت موجودات اثبات شد ، و اسمى از تدبير آنها به ميان نيامد ، با اينكه مورد هر دو عنوان يكى است كه در سابق بيانش گذشت ، براى اين بود كه مقام ، مقام دعوت و هدايت بوده و هدايت عامه با چنين مقامى مناسبت بيشترى داشت .
اين آن نكاتى است كه دقت در آيه ما را بدان ارشاد مىكند و با در نظر گرفتن آن ، حال و وضع تفاسيرى كه براى آيه شده به دست مىآيد ، مانند بعضى « 1 » از ايشان كه گفتهاند :
مراد از كلمه « خلقه » « مثل خلقه » است كه همان جفت هر چيزى باشد و معنايش اين است كه خداى من آن كسى است كه براى هر چيزى زوجى آفريد و در نتيجه آيه مورد بحث از نظر معنا مثل آيه « وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ » مىباشد .
و مانند بعضى « 2 » ديگر كه گفتهاند : مراد از * ( « كُلَّ شَيْءٍ » ) * انواع نعمتها است و كلمه مذكور مفعول دوم براى « اعطى » است ، و مراد از خلق ، مخلوق است كه مفعول اول « اعطى »
هامش
( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 67 .
( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 22 ، ص 65 .