مجمع البيان از ابن عباس از ابو ذر از رسول خدا ( ص ) روايت شده « 1 » .
و در روح المعانى بعد از نقل اين حديث چنين گفته : « اين معنا پوشيده نماند كه ما ناچاريم كلمه » امر « را كه در اين حديث است حمل بر ارشاد و دعوت به حق كنيم ، و نمىتوانيم آن را عبارت از نبوت بدانيم ، و نيز نمىشود با آن بر خلافت بلا فصل على كرم اللَّه وجهه استدلال كنيم » « 2 » .
و نظير اين حديث در آنچه گفتيم كلام ديگر رسول خدا ( ص ) است ، كه هنگام جانشين كردن على در مدينه و بر اهل بيتش در داستان غزوه تبوك به على فرمود « آيا راضى نيستى كه تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى باشى ؟ تنها فرق ميان من و تو و موسى و هارون اين است كه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود » كه با آن نيز نمىشود استدلال بر آن مدعا كرد « 3 » .
مؤلف : اما استدلال به حديث بالا و يا حديث منزلت بر خلافت بلا فصل على ( ع ) بحثى است كه از غرض اين كتاب خارج است ، تنها در اينجا از مراد آن جناب به جمله « و او را در كارم شريك فرما » كه مطابق دعاى موسى ( ع ) است گفتگو مىكنيم و مىگوييم جمله مذكور در دعاى رسول خدا ( ص ) درست مطابق دعايى است كه كتاب عزيز خدا آن را از موسى ( ع ) در حق هارون حكايت كرده است ، پس بايد ديد رسول خدا ( ص ) از آيه شريفه چه فهميده كه آن را از خداوند در باره على ( ع ) درخواست كرده است ؟ .
و با در نظر گرفتن اينكه حديث مذكور حديثى است صحيح ، و مؤيد به حديث متواتر منزلت ، كه مرحوم بحرانى در « غاية المرام » آن را به صد طريق از طرق اهل سنت و هفتاد طريق از طرق شيعه نقل كرده « 4 » ، چنين مىفهميم كه مراد از آن جناب از شركت دادن خدا على را در امر وى به طور قطع نبوت نبوده ، چون حديث منزلت صريحا نبوت را استثناء كرده بود ، و از همين جا اين معنا را هم مىفهميم كه مراد موسى ( ع ) از امر نيز امر نبوت نبوده ، زيرا اگر شامل نبوت هم مىبود ديگر دعاى : * ( « أَشْرِكْه فِي أَمْرِي » ) * از رسول خدا ( ص ) بدون معنا خواهد بود .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 185 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 18 .
( 3 ) بحار الانوار ، ج 21 ، ص 208 .
( 4 ) غاية المرام .