پس اين نوع از تبليغ و آثارى كه از نبوت در پى دارد ، مانند وجوب اطاعت و امثال آن ، امرى است كه در عين اينكه از مختصات نبوت است ، نيابت بردار هم هست ، و اگر كسى در آن شريك نبى شود ، شريك در امر نبى شده است ، پس همين معنا مراد از كلمه « امرى » در دعاى رسول خدا ( ص ) است هم چنان كه همين معنا مقصود در دعاى موسى است .
در جلد نهم اين كتاب در تفسير اول سوره برائت ، در داستان فرستادن رسول خدا ( ص ) على را براى خواندن آيات اول سوره بر اهل مكه و عزل ابو بكر از اين ماموريت ، مطالبى مربوط به بحث ما گذشت ، كه در آنجا گفتيم اگر رسول خدا ( ص ) ابو بكر را عزل كرد ، به استناد وحيى بود كه به آن حضرت شد مبنى بر اينكه : اين ماموريت را انجام ندهد مگر خودت و يا مردى از خودت .
و در تفسير قمى آمده كه گفت : پدرم از حسن بن محبوب ، از علاء بن رزين ، از محمد بن مسلم ، از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرد كه فرمود : وقتى مادر موسى حامله شد ، هيچ كس از حاملگى او خبردار نگرديد ، تا روزى كه فرزندش را زاييد ، فرعون به هر يك از زنان بنى اسرائيل زنى از قبطيان را موكل كرده بود كه مراقبشان باشند و اين سانسور را وقتى پديد آورد كه از بنى اسرائيل شنيد مىگويند به زودى مردى در ما متولد مىشود به نام موسى بن عمران كه هلاكت فرعون و اصحابش به دست او خواهد بود ، فرعون وقتى اين را شنيد گفت :
من هم تمام اطفال ذكور ايشان را مىكشم تا آن منجى كه در انتظارش هستند پديد نيايد ، آن گاه ميان مردان و زنان جدايى انداخت و مردان را زندانى كرد .
همين كه مادر موسى ، موسى را آورد و ديد كه فرزندش پسر است ، ناراحت شد و گريه كرد و گفت : « همين الساعه او را مىكشند » ، ولى خداى تعالى مهر و عطوفتى در آن زن قبطى كه موكل بر وى بود ايجاد نمود و از روى دلسوزى پرسيد چرا رنگت پريد ؟ گفت :
مىترسم بچهام را بكشند ، گفت : نه ، نترس و موسى ( ع ) چنان بود كه هيچ كس او را نمىديد مگر آنكه دوستدارش مىشد ، هم چنان كه خداى تعالى فرمود : * ( « وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي » ) * به همين جهت آن زن قبطى دوستدار وى شد « 1 » .
و در كتاب علل به سند خود از ابن ابى عمير روايت كرده كه گفت : به موسى بن جعفر ( ع ) عرض كردم : از معناى آيه * ( « اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّه طَغى فَقُولا لَه قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّه يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى » ) *
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 135 .