برايم بفرما ، فرمود : اما جمله * ( « فَقُولا لَه قَوْلًا لَيِّناً » ) * معنايش اين است كه او را به اسم صريح نخوانيد ، بلكه به كنيه بخوانيد و بگوييد « يا ابا مصعب » چون كنيه فرعون ابو مصعب و نامش وليد بن مصعب بود ، و اما جمله * ( « لَعَلَّه يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى » ) * را براى اين فرمود تا موسى به رفتن حريصتر شود ، و گر نه خداى تعالى مىدانست كه فرعون نه متذكر مىشود و نه مىترسد ، مگر وقتى كه عذاب را ببيند ، هم چنان كه خود خداى تعالى فرمود : « حَتَّى إِذا أَدْرَكَه الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّه لا إِله إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِه بَنُوا إِسْرائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ - آن گاه كه دچار غرق شد ، گفت : ايمان آوردم كه معبودى نيست جز همان خدايى كه بنى اسرائيل به وى ايمان آوردند ، حالا ديگر تسليمم » و خداى تعالى هم ايمانش را قبول نكرد ، و فرمود :
« آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ - حالا ؟ بعد از آن عصيانها كه قبل از اين كردى و از مفسدين بودى ؟ » .
مؤلف : صدر اين حديث را الدر المنثور از ابن ابى حاتم از على ( ع ) روايت كرده « 2 » ، و اگر « قول لين » را به « كنيه » تفسير كرده ، از باب اين است كه كنيه يكى از مصاديق قول لين است نه اينكه منحصر در آن باشد .
ذيل حديث را كافى هم به سند خود از عدى بن حاتم از على ( ع ) نقل كرده ، و در آن آنچه ما قبلا در باره « لعل » گفتيم تاييد شده كه اين كلمه در باره خداى تعالى نيز به همان معناى خودش يعنى اميدوارى استعمال شده است « 3 » .
هامش
( 1 ) علل الشرائع ، ج 1 ، ص 67 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 301 .
( 3 ) كافى ، ج 7 ، ص 460 ح 1 .