تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
مامور رسالتم كردى و شدائد و مكارهى در انتظارم قرار دادى ، حوصله زيادى بده ، تا وقتى ناملايمات به من هجوم مىآورند سينه‌ام تنگى نكند ، و اگر به جاى آنچه در قرآن آمده گفته بود * ( « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي » ) * اين نكته فوت مىشد . * ( « وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي » ) * - اين سؤال ديگرش است ، كه گشودن عقده زبان را مىخواهد ، و اگر عقده را نكره آورد و گفت « عقده اى » براى اشاره به يك نوع عقده بود ، و در حقيقت عقده اى است كه داراى مشخصات معينى است و آن مشخصات از جمله * ( « يَفْقَهُوا قَوْلِي » ) * فهميده مىشود ، يعنى آن عقده اى را بگشاى كه نمىگذارد سخنانم را بفهمند . * ( « وَاجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي » ) * - اين سؤالى ديگر است كه در واقع سؤال چهارم آن جناب و آخرين درخواستهاى او است ، و كلمه « وزير » بر وزن فعيل ، از وزر - به كسره واو ، و سكون زاء - به معناى حمل سنگينى است ، و اگر وزير را وزير گفتند ، بدين جهت بوده كه حامل ثقل و سنگينىهاى پادشاه است ، بعضى « 1 » گفته‌اند : از وزر - به فتحه واو و زاء - اشتقاق يافته ، كه به معناى كوه پناهگاه است و اگر وزير را وزير خوانده‌اند چون به منزله كوهى است كه پادشاه در آراء و احكامش به او پناه مىبرد . و كوتاه سخن اينكه ، موسى ( ع ) از پروردگارش درخواست مىكند كه از خاندانش وزيرى برايش قرار دهد ، آن گاه آن را بيان نموده مىگويد : منظورم از او هارون برادرم مىباشد ، و اگر درخواست وزير كرد ، بدين جهت بود كه امر رسالت امرى است كثير الاطراف ، و اطراف و جوانبش از هم دور ، و او به تنهايى نمىتواند به همه جوانب دور از هم آن برسد ، ناگزير وزيرى لازم دارد كه در امر رسالت با او شركت جسته ، بعضى از جوانب آن را اداره كند ، و بار او سبك شود ، و در آنچه او مىكند وزيرش مؤيدش باشد ، اين است معناى آيه بعدى كه به منزله تفسير وزير قرار دادن است ، و مىفرمايد * ( « اشْدُدْ بِه أَزْرِي وَأَشْرِكْه فِي أَمْرِي » ) * . * ( « وَأَشْرِكْه فِي أَمْرِي » ) * - اين شركت دادن ، غير شركت دادن مبلغين دين در اشاعه دين بعد از تماميت دعوت به وسيله پيغمبر است ، زيرا آن اشراك اختصاصى به هارون ندارد ، پس مقصود از اشراك در آيه اشراكى است كه مخصوص به هارون باشد ، و آن اين است كه هارون در اصل دعوت دين ، و از همان روز اول دعوت شريك موسى باشد ، و چنين شركتى تنها مخصوص به هارون است ، به طورى كه نه موسى مىتواند غير هارون كسى را نائب خود كند ، و نه هارون ، به خلاف شركت به معناى اول ، كه وظيفه هر كسى است كه به آن دعوت
هامش
( 1 ) تفسير روح المعانى ، ج 16 ، ص 184 .