و در الدر المنثور است كه ابن جرير ، و ابن منذر ، و ابن ابى حاتم ، و طبرانى ( در كتاب تفسير اوسط ) و ابن مردويه ، و حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) از طرق مختلفى از على بن ابى طالب ( ع ) نقل كردهاند كه در ذيل جمله : * ( « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّه كُفْراً » ) * فرمود : مقصود دو فاميل از قريش است كه فاجرتر از آن دو نيست ، بنى مغيره و بنى اميه ، اما بنى مغيره كه خدا روز جنگ بدر كارشان را ساخت و اما بنى اميه يك چندى مهلت داده شدهاند ، تا آنچه مىخواهند بكنند « 1 » .
مؤلف : اين روايت از عمر هم نقل شده و به زودى خواهد آمد .
و نيز در همان كتاب آمده كه بخارى در تاريخ خود ، و ابن جرير ، و ابن منذر ، و ابن مردويه ، از عمر بن خطاب روايت كردهاند كه در تفسير آيه * ( « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّه كُفْراً » ) * گفته است منظور از آنها كه نعمت خدا را كفران كردند دو فاميل از قريش است كه فاجرترين ايشان است ، يكى بنى مغيره و يكى بنى اميه كه خدا شر بنى مغيره را در روز بدر ، از سر شما كوتاه كرد ، و اما بنى اميه چندى مهلت داده شدند « 2 » .
و در همان كتاب است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه گفت : به عمر گفتم در باره آيه : * ( « الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّه كُفْراً » ) * چه مىگويى گفت : مقصود از آن دو فاميل از قريش است كه فاجرترين ايشانند ، و آنها دايىهاى من و عموهاى توأند ، اما دايىهاى مرا خداوند در جنگ بدر منقرضشان كرد ، و اما عموهاى تو ، خداوند تا مدتى مهلتشان داده است « 3 » .
و در تفسير عياشى از ذريح از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه گفت شنيدم مىفرمود : ابن الكواء خدمت امير المؤمنين ( ع ) آمده ، از كلام خدا كه مىفرمايد : * ( « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا » ) * ، سؤال نمود ، حضرت فرمود : مقصود قريشند كه نعمت خدا را مبدل به كفر كرده پيغمبر او را در روز بدر تكذيب نمودند « 4 » .
مؤلف : اختلافى كه در تطبيق اين روايت و روايات ديگر ديده مىشود خود شاهد بر همين است كه مقصود از اين بيانات تطبيق و بيان مصداق است ، نه بيان شان
هامش
( 1 و 2 و 3 ) الدر المنثور ج 4 ص 84 .
( 4 ) تفسير عياشى ج 2 ص 229 ح 25 .