آن گاه اين معنا را تذكر مىدهد كه تقسيم كردن مردم به دو قسم ، از اين جهت است كه سلوك و رفتار آنان دو قسم بوده است ، يكى سلوك هدايت ، و يكى سلوك ضلالت ، آن كسى كه اولى را دارد ، مؤمن ، و آن كس كه دومى را گرفته ظالم است ، انتخاب دوگانه از قدرت و اختيار خداوند بيرون نبوده و هر چه بخواهد مىكند و عزت و حمد مخصوص اوست .
سپس وضع امتهاى گذشته را كه به خاطر كفران نعمت خداى عزيز و حميد دچار هلاكت و انقراض شدند ، خاطرنشان ساخته ، انسانها را بخاطر ظلم و كفران نعمت خدا كه تمام عالم وجود را پر كرده و آنها را نمىتوان احصاء نمود ، عتاب مىفرمايد . * ( « ألَمْ تَرَ أَنَّ اللَّه خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ » ) * .
مقصود از « رؤيت » و ديدن ، علم قاطع است ، چون علم است كه مىتواند به كيفيت خلقت آسمانها و زمين تعلق بگيرد ، نه رؤيت به چشم .
براى روشن شدن معناى آيه ناچاريم قدرى در معناى كلمه « حق » ايستادگى كنيم :
« عمل حق » كه در مقابل « عمل باطل » است ، آن فعلى است كه فاعل آن نتيجه اى در نظر گرفته كه فعلش خود به خود به سوى آن نتيجه پيش مىرود ، و چون مىبينيم هر يك از انواع موجودات اين جهان از اول پيدايش ، متوجه نتيجه و غايتى معين است كه جز رسيدن به آن غايت ، هدف ديگرى ندارد ، و نيز مىبينيم كه بعضى از اين انواع غايت و هدف بعضى ديگر است ، يعنى براى اينكه ديگرى از آن بهره مند شود به وجود آمده ، مانند عناصر زمين كه گياهان از آن بهره مند مىشوند ، و مانند گياهان كه حيوانات از آنها انتفاع مىبرند و اصلا براى حيوان به وجود آمدهاند ، و همچنين حيوان كه براى انسان خلق شده ، و معناى آيه مورد بحث و آيه « وَما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ » « 1 » و آيه « وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا » « 2 » همه ناظر به اين معنا هستند .
هامش
( 1 ) ما آسمانها و زمين و آنچه را كه بين آن دو است ، به خاطر سرگرمى و بازى ، نيافريدهايم ما آنها را نيافريديم مگر به حق و ليكن بيشتر آنان نمىدانند . سوره دخان ، آيه 38 و 39 .
( 2 ) ما آسمان و زمين ، و آنچه را كه ميان آن دو است ، به باطل خلق نكردهايم ، اين پندار كسانى است كه كفر ورزيدند . سوره ص ، آيه 28 .