مسلمانى قلب است و اين همان است كه آيه * ( « إِلَّا مَنْ أُكْرِه وَقَلْبُه مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ وَلكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً » ) * بيان مىكند « 1 » .
و در همان كتاب به سند خود از مسعدة بن صدقه روايت مىكند ، كه گفت : مردى به امام صادق ( ع ) عرض كرد : مردم از على ( ع ) روايت مىكنند كه در منبر كوفه فرموده است : « اى مردم ! به زودى شما را مىخوانند كه به من ناسزا بگوئيد ، شما هم بگوئيد ، و مىخوانند كه از من تبرى بجوئيد قبول بكنيد ولى تبرى مجوئيد » ، آيا اين روايت صحيح است يا نه ؟ حضرت صادق ( ع ) فرمود : چقدر زياد شده دروغهايى كه به على ( ع ) مىبندند ، آن گاه فرمود : آن جناب اينطور فرموده : « مردم ! به زودى شما را مىخوانند كه مرا ناسزا بگوئيد شما هم بگوييد ، سپس مىخوانند كه از من بيزارى جوييد ، اينقدر بدانيد كه من بر دين محمدم » و نفرمود : از من بيزارى مجوئيد .
سپس آن شخص پرسيد : يعنى مىفرماييد اگر بيزارى خواستند بيزارى نجويد و لو اينكه كشته شود ؟ فرمود : به خدا سوگند چنين وظيفه اى ندارد ، و چيزى بر او نيست جز آنچه كه بر عمار بن ياسر گذشت ، كه اهل مكه او را مجبور كردند به دشنام دادن به رسول خدا ( ص ) و او داد در حالى كه قلبش مطمئن به ايمان بود ، و رسول خدا به عمار فرمود :
اى عمار ! اگر بار ديگر برگشتند تو هم برگرد كه خدا در معذور بودنت اين آيه را فرستاد : * ( « إِلَّا مَنْ أُكْرِه وَقَلْبُه مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ » ) * و دستورت داده كه اگر بار ديگر مجبورت كردند تو نيز همان كار را بكن « 2 » .
مؤلف : عياشى در تفسير « 3 » خود اين معنا را از معمر بن يحيى بن سالم از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده . و اينكه رسول خدا ( ص ) فرمود : اگر برگشتند تو هم برگرد ، معنايى است كه آن جناب از عموميت آيه و استثناء نكردن شخص معين استفاده فرموده ، چون در آيه شريفه حكم جواز دشنام به رسول خدا ( ص ) روى عنوان اكراه كسى كه قلبش مطمئن به ايمان است رفته ، و اما اينكه رسول خدا ( ص ) فرمود : « خدا دستورت داده كه اگر بار ديگر مجبورت كردند تو نيز همان كار را بكن » با اينكه در آيه امرى مخصوص به عمار نشده ، شايد وجهش اين باشد كه استثناء صراحت در جواز دارد ، و با اين
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 29 ، باب 19 ، ح 1 .
( 2 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 219 ، ح 10 .
( 3 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 271 ح 73 .