تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
سعادت است . در سابق هم در تفسير آيه « ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها » « 1 » در جلد اول اين كتاب بحثى در باره نسخ گذرانديم .
* ( « وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ » ) * . اين افتراء ديگرى است از مشركين به رسول خدا ( ص ) و آن اين است « * ( إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ ) * - بدرستى كه بشرى به او درس مىدهد » و منشا اين افتراء بطورى كه از سياق اعتراضشان و جوابى كه آمده بر مىآيد اين بوده كه مردى غير عرب بوده ، و منظور ايشان تعليم آن مرد بوده است ، مردى بوده كه زبان عربى را بطور فصيح مىدانسته و در عين حال چيزى از معارف اديان و احاديث انبياء را هم مىدانسته ، و چه بسا رسول خدا ( ص ) او را ديده ، از اين رو اين تهمت را زده‌اند كه حتما آن مرد به وى تعليم مىدهد ، و ادعايى كه مبنى بر وحى بودن گفته هايش مىكند صحيح نيست ، و خداى تعالى در نقل كلام آنان رعايت اختصار را كرده و گر نه تقديرش : « انما يعلمه بشر و ينسب ما تعلمه منه الى اللَّه افتراء عليه - بشرى به او درس مىدهد و او آنچه را از وى ياد مىگيرد از روى افتراء به خدا نسبت مىدهد » مىباشد . و معلوم است كه جواب دادن به صرف اينكه آن مرد زبانش غير عربى است و قرآن به زبان عربى فصيح و آشكار است ، ماده اشكال را به كلى از بين نمىبرد ، براى اينكه ممكن است بگويند از آن مرد غير عربى درس مىگيرد ، و آن گاه يادگرفته هاى خود را در قالب زبان عربى صحيح و فصيح در مىآورد ، بلكه اصلا اين اشكال بيشتر به ذهن مىرسد تا اشكال اول ، چون تعبير مشركين اين بود كه : « بدرستى كه مردى عجمى به او ياد مىدهد » و اين نبود كه « مردى عجمى به او تلقين و يا املاء مىكند » و او عين عبارات وى را اداء مىنمايد ، و معلوم است كه تعليم مربوط به معانى است ، نه الفاظ . و از اينجا به خوبى روشن مىگردد كه جمله * ( « لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْه ) * . . . * ( مُبِينٌ » ) * به تنهايى جواب از شبهه آنان نيست ، بلكه جواب از اين جمله شروع شده ، و تا تمامى دو آيه تمام مىشود . و خلاصه جوابى كه از مجموع سه آيه استفاده مىشود اين است كه : تهمتى كه شما
هامش
( 1 ) ما هيچ آيه اى را نسخ نمىكنيم و از يادها نمىبريم مگر آنكه بهتر از آن و يا مثل آن را مىآوريم . سوره بقره ، آيه 106 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 500 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى