تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
پس آيه شريفه نظير آيه « أوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه وَجَعَلْنا لَه نُوراً يَمْشِي بِه فِي النَّاسِ » « 1 » است كه افاده مىكند خداى تعالى حياتى ابتدايى و جداگانه و جديد به او افاضه مىفرمايد . از باب تسميه مجازى هم نيست كه حيات قبلى او را بخاطر اينكه صفت طيب به خود گرفته مجازا حياتى تازه ناميده باشد ، زيرا آياتى كه متعرض اين حيات هستند آثارى حقيقى براى آن نشان مىدهند ، مانند آيه « أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه » « 2 » و آيه سوره انعام كه در چند سطر قبل ذكرش كرديم همه اينها آثارى واقعى و حقيقى براى اين حيات سراغ مىدهند ، مثلا نورى كه در آيه انعام است قطعا نور علمى است كه آدمى بوسيله آن بسوى حق راه مىيابد ، و به اعتقاد حق و عمل صالح نائل مىشود . و همانطور كه او علم و ادراكى دارد كه ديگران ندارند همچنين از موهبت قدرت بر احياى حق و ابطال باطل سهمى دارد كه ديگران ندارند . چنانچه خداى تعالى در باره آنان فرموده : « وكانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » « 3 » و نيز فرموده : « مَنْ آمَنَ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » « 4 » و اين علم و اين قدرت جديد و تازه ، مؤمن ، را آماده مىسازند تا اشياء را بر آنچه كه هستند ببينند ، و اشياء را به دو قسم تقسيم مىكنند ، يكى حق و باقى ، و ديگرى باطل و فانى ، وقتى مؤمن اين دو را از هم متمايز ديد از صميم قلبش از باطل فانى كه همان زندگى مادى دنيا و نقش و نگارهاى فريبنده و فتانه اش مىباشد اعراض نموده به عزت خدا اعتزاز مىجويد ، و وقتى عزتش از خدا شد ديگر شيطان با وسوسه هايش ، و نفس اماره با هوى و هوسهايش ، و دنيا با فريبندگىهايش نمىتواند او را ذليل و خوار كنند ، زيرا با چشم بصيرتى كه يافته است بطلان متاع دنيا و فناى نعمتهاى آن را مىبيند . چنين كسانى دلهايشان متعلق و مربوط به پروردگار حقيقىشان است ، همان پروردگارى كه با كلمات خود هر حقى را احقاق مىكند ، جز آن پروردگار را نمىخواهند ، و جز تقرب به او را دوست نمىدارند ، و جز از سخط و دورى او نمىهراسند ، براى خويشتن
هامش
( 1 ) آيا كسى كه مرده بود و ما او را زنده كرديم و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم آمد و شد مىكند مثل كسى است كه . . . سوره انعام ، آيه 122 . ( 2 ) خدا ايمان را در دل اينان نوشته و با روحى از خود تاييدشان كرده . سوره مجادله ، آيه 22 . ( 3 ) همواره بر عهده ما بوده كه مؤمنين را يارى كنيم . سوره روم ، آيه 47 . ( 4 ) كسى كه ايمان به خدا و روز جزا بياورد و عمل صالح كند ، اين طايفه ترسى ندارند ، و محزون نمىگردند . سوره مائده ، آيه 69 .