و چون آيه اى را به جاى آيه ديگر بدل آريم و خدا بهتر داند چه نازل مىكند گويند تو فقط افترا مىزنى چنين نيست بلكه بيشترشان نمىدانند ( 101 ) .
بگو قرآن را روح پاك ( جبرئيل ) به حق از جانب پروردگارت نازل كرده تا كسانى را كه ايمان دارند ، استوار كند و هدايت و بشارتى براى مسلمانان است ( 102 ) .
ما مىدانيم كه آنها گويند قرآن را فقط بشرى به دو تعليم مىدهد ، زبان كسى كه به دو اشاره مىكنند عجمى است و اين زبان عربى روشن است ( 103 ) .
كسانى كه آيه هاى خدا را باور ندارند خدا هدايتشان نمىكند و عذابى الم انگيز دارند ( 104 ) .
دروغ را فقط كسانى مىسازند كه آيه هاى خدا را باور ندارند و آنها خودشان دروغگويانند ( 105 ) .
بيان آيات
اين آيات برخى از احكام را كه با اسلام قبل از هجرت سازگار است و مايه اصلاح حال عمومى اجتماع است مانند نهى از فحشاء و منكر و ستم و آنچه ملحق به آن است مانند امر به سركشى از خويشاوندان و نهى از شكستن عهد و سوگند ذكر مىكند ، و نيز مطالب ديگرى را يادآورى مىكند كه مناسب اينها باشد و آن را اثبات كند .
* ( « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ وَإِيتاءِ ذِي الْقُرْبى » ) * .
خداى سبحان ابتدا آن احكام سه گانه را كه مهمترين حكمى هستند كه اساس اجتماع بشرى با آن استوار است ، و از نظر اهميت به ترتيب يكى پس از ديگرى قرار دارند ذكر فرموده است ، زيرا از نظر اسلام مهمترين هدفى كه در تعاليمش دنبال شده صلاح مجتمع و اصلاح عموم است ، چون هر چند انسانها فرد فردند ، و هر فردى براى خود شخصيتى و خير و شرى دارد ، و ليكن از نظر طبيعتى كه همه انسانها دارند يعنى طبيعت مدنيت ، سعادت هر شخصى مبنى بر صلاح و اصلاح ظرف اجتماعى است كه در آن زندگى مىكند ، بطورى كه در ظرف اجتماع فاسد كه از هر سو فساد آن را محاصره كرده باشد رستگارى يك فرد و صالح شدن او بسيار دشوار است ، ( و يا به تعبير ديگر عادتا محال است ) .
به همين جهت اسلام در اصلاح اجتماع اهتمامى ورزيده كه هيچ نظام غير اسلامى به پاى آن نمىرسد ، منتها درجه جد و جهد را در جعل دستورات و تعاليم دينى حتى در عبادات از نماز و حج و روزه مبذول داشته ، تا انسانها را ، هم در ذات خود و هم در ظرف اجتماع صالح سازد .