مقصود على بن ابى طالب ( ع ) است ، اوست كه بر صراط مستقيم است « 1 » .
مؤلف : اين دو روايت از باب جرى ، يعنى تطبيق مصداقى بر كلى است ، و همانطور كه در بيان گذشته گفتيم از باب بيان سبب نزول نيست .
و همچنين آن رواياتى كه از طرق اهل سنت در ذيل * ( « ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً » ) * وارد شده كه يكى « 2 » آن را در باره هشام بن عمرو دانسته كه سرى و جهرى انفاق مىنموده و غلامش ابى الجوزاء او را نهى مىكرده است ، و ديگرى « 3 » آن را در باره عثمان بن عفان و غلامش دانسته ، و همچنين رواياتى كه در ذيل جمله * ( « ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا رَجُلَيْنِ » ) * وارد شده كه مقصود از ابكم ، ابى بن خلف ، و مراد از كسى كه امر به عدل مىكرده حمزه و عثمان بن مظعون است ، و همچنين رواياتى كه وارد شده در اينكه ابكم هاشم بن عمر بن حارث قرشى است ، كه مردى بى خير بود و با رسول خدا ( ص ) دشمنى مىكرد ، و نيز آن رواياتى كه دارد : ابكم ، ابو جهل ، و آمر به عدل عمار بوده ، و آن رواياتى كه آمر به عدل را عثمان بن عفان ، و ابكم را مولاى كافر او اسيد بن ابى العيص دانسته ، و نيز روايت ديگرى كه در اين مقوله رسيده همه از باب تطبيق مصداق بر كلى است .
هامش
( 1 ) تفسير برهان ، ج 2 ، ص 377 ، ح 2 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 125 .
( 3 ) حاشيه تفسيرى طبرى ، ج 14 ، ص 100 .