مىباشد .
پس خداى سبحان در صفات و افعالش بر صراط مستقيم است ، و از استقامت صراط او يكى اين است كه براى موجوداتى كه خلق كرده غايتى معلوم كند كه بسوى آن غايت متوجه گردند ، و خلقتش باطل و عبث نباشد ، هم چنان كه خودش فرمود : « وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا » « 1 » و نيز هر يك را به سوى غايت و هدفش راهنمايى كند ، همان هدفى كه مخصوص او است و به آن منظور خلقش كرده هم چنان كه خودش فرمود :
« الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى » « 2 » پس انسان را هم بسوى راهى ميانه و وسط هدايت نموده است ، همان راهى كه در باره اش فرمود : « وَعَلَى اللَّه قَصْدُ السَّبِيلِ » « 3 » و نيز فرموده : « إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ » « 4 » .
اين اصل حجت و دليل بر نبوت و تشريع بود كه مفصل آن در ابحاث نبوت در جلد دوم و در قصص حضرت نوح در جلد دهم اين كتاب گذشت .
پس حاصل كلام اين شد كه : غرض از مثلى كه در آيه زده شده اقامه حجت بر توحيد و اشاره به مساله نبوت و تشريع است .
بعضى « 5 » گفتهاند كه : مثل مذكور تنها مخصوص خدا نيست ، بلكه براى مطلق كسانى است كه اميد خير در آنان هست ، و كسانى كه اميد خير در ايشان نيست و اينكه اين دو طايفه مثل هم نيستند ، و چون اصل خير همه اش از خداست ، پس چطور خدا و غير خدا را به يك جور عبادت مىكنند ؟
ليكن مورد آيه شريفه اخص از آن است كه وى پنداشته ، مثل مذكور در آيه مخصوص خداست ، چون تنها خداست كه ذاتش فى نفسه خير است ، و به عدل هم امر مىكند ، و غير خدا چنين نيست ، علاوه بر اين مشركين ، خدا و غير خدا را به يك جور عبادت نمىكنند ، بلكه غير خدا را عبادت نموده و اصلا به عبادت خدا نمىپردازند .
هامش
( 1 ) ما زمين و آسمان و آنچه ميان آن دو است باطل خلق نكردهايم . سوره ص ، آيه 26 .
( 2 ) ( او ) كسى است كه هر چيزى را خلق كرده سپس هدايتش فرمود . سوره طه ، آيه 5 .
( 3 ) راه راست به عهده خداست . سوره نحل ، آيه 9 .
( 4 ) ما راه را به او نمايانديم . سوره دهر ، آيه 3 .
( 5 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 375 .