تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
چون با سياق احتجاج كه سياق آيات مورد بحث است نمىسازد . در سابق هم گفتيم كه آيه مورد بحث يكى از آيات سه گانه پشت سر هم است كه متعرض يك غرضند و آن شمردن نعمتهاى الهى به منظور اثبات توحيد است و به همين منظور مثالى مىآورد كه حال آن كسى كه به تمامى نعمتها انعام مىكند با حال آن كسى كه مالك هيچ چيز و قادر بر هيچ چيز نيست مقايسه مىكند و نتيجه مىگيرد كه رب ، تنها همان منعم است و لا غير .
* ( « وَضَرَبَ اللَّه مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ . . . » ) * . در مجمع البيان گفته است « ابكم » به معناى كسى است كه از شكم مادر ، لال به دنيا آيد ، نه چيزى بفهمد و نه بتواند بفهماند ، بعضى گفته‌اند ابكم ، آن كسى است كه نتواند سخن گويد ، و كلمه « كل » به معناى سنگين است وقتى گفته مىشود : « كل عن الامر ، يكل ، كلا » يعنى فلان امر بر او سنگين آمد ، و به همين جهت براى انجامش برنخاست و « كلت السكين كلولا » به معناى كند شدن و كلفت شدن لبه كارد است و « كل لسانه » به معناى اين است كه زبانش كند شد و سخن گفتن بر او دشوار آمد ، و به همين جهت تصميم بر سخن نگرفت ، و اين در حقيقت بخاطر كند شدن زبان است . پس اصل در معناى اين كلمه همان كلمه كلفت شدن و كند شدن است كه مانع نفوذ مىشود و « يوجهه » از توجيه است به معناى فرستادن كسى بسوى راهى ، گفته مىشود : « وجهته الى موضع كذا فتوجه اليه - فرستادم او را به فلان محل او هم متوجه آن شد » « 1 » . پس اينكه فرمود : * ( « وَضَرَبَ اللَّه مَثَلًا رَجُلَيْنِ » ) * مقايسه ديگرى ميان دو فرد فرضى است كه اوصاف متقابلى دارند . * ( « أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ » ) * - يكى گنگ است كه قادر بر هيچ چيز نيست ، و از اينكه سخنان ديگران را بفهمد و يا با ديگران سخن گويد محروم است ، چون نه مىشنود و نه مىتواند حرف بزند ، كه اگر در حالش دقت شود از هر فعليت و مزيت كه انسان آن را از راه گوش كه وسيعترين حواس بشرى است كسب مىكند محروم است ، نمىتواند بوسيله حس سامعه علم و خبرى از گذشته و حوادثى كه غايب از چشم رخ مىدهد و از آنچه در ضماير مردم است كسب كند ، از علوم و صنايع بى بهره است ، و نيز نمىتواند به ديگران تعليمى دهد ، چون زبان است كه با آن انسان معانى بزرگ و دقيق را به ديگران القاء
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 374 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 435 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى