آيات كه اگر در قرآن كريم جستجو كنى خواهى يافت ، و گويا اين تفاوت و اختلاف در خطاب بخاطر اين است كه دو گروه كفار و مؤمنين را به يك جور مورد خطاب قرار نداده باشد « 1 » .
گويا مراد زمخشرى از تفاوت در تعبير و خطاب ، اين باشد كه گناه قابل آمرزش هر دو طايفه يكى است ، و آن عبارت است از همه گناهان . چيزى كه هست ، شرافت مقام ايمان اقتضاء دارد كه در خطاب به ايشان تصريح به اين معنا بكند و بفرمايد همه گناهان شما را مىآمرزد ، و در خطاب به كفار اكتفاء به آمرزش بعضى از آنها بكند و نسبت به ما بقى سكوت كند ، و آمرزش بعضى از گناهان منافات با آمرزش بعضى ديگر ندارد . بايد مراد زمخشرى از تفاوت مذكور اين باشد ، و گرنه صرف تفاوت در خطاب ، هيچگاه باعث نمىشود كه گوينده ، مرتكب خلاف واقع شود .
* ( « وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » ) * - يعنى خداوند ، در عقوبت و هلاكت شما عجله نمىكند ، بلكه آن را تا زمانى كه هرگز تاخير ندارد ، و براى شما معين كرده است به تاخير مىاندازد و قول او تخلفپذير نيست و ما در تفسير اول سوره انعام ، گذرانديم كه اجل دو تا است :
يكى اجل معلق و موقوف ، و يكى اجل مسمى كه هيچ تاخير نمىپذيرد ، و يكى از ادله اين معنا ، گفتار حضرت نوح ( ع ) است كه در همين مقام به مردم خود گفته و خداوند آن را چنين حكايت مىكند : « وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّه إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ » « 2 » .
* ( « قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِينٍ » ) * .
در مباحث نبوت در جلد دوم اين كتاب گذشت كه گفتيم : آيت معجزه ، حجت و دليلى است عام ، بر نبوت هر پيغمبرى ، نه حجت عاميانه و مخصوص عوام ، مخصوصا معجزه وحى و نبوت كه خود يك نوع اتصال به غيب مىباشد امرى خارق العاده در ميان افراد بشر است كه در بين خود ، نظير آن را نمىيابند ، پس هر كه مدعى نبوت باشد بايد ادعاى خود را اثبات كند ، و راهى براى اثبات آن ندارد جز از طريق خارق عادت ديگرى كه دلالت بر صحت
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 543 .
( 2 ) و شما را تا اجل مسمى تاخير مىاندازد ، آرى اجل خدا وقتى بيايد ديگر تاخيرپذير نيست .
سوره نوح آيه 4 .