تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
خداى سبحان ايمان نياورده باشد مع ذلك در هنگام هجوم شدايد اگر به و جدان خود مراجعه نمايد مىيابد كه اميدش قطع نشده و هنوز به جايى دل بسته است ، و ممكن نيست اميدى بدون اميدوار كننده اى تحقق يابد ، پس همين وجود اميد دليل است بر وجود كسى كه به او اميد برده شود ، هم چنان كه تحقق هر حالتى در انسان كه معناى تعلق در آن باشد مانند حب و بغض و اراده و كراهت و جذب و نظائر آن بدون طرف تعلقش در خارج ممكن نيست ، پس اگر در خارج مراد و مطلوب و جاذبه اى نباشد ممكن نيست اراده و طلب و جذبى تحقق پيدا كند ، و اين ، وضع تمامى موجوداتى است كه خالى از نسبت نيستند . پس همين كه در هنگام شدايد ، در نهاد آدمى چيزى به نام رجاء و اميد هست با اينكه اسباب ظاهرى همه و همه قطع شده ، خود دليل بر اين است كه ما فوق اين سببهاى قطع شده سببى است كه حوادث بزرگ نمىتواند آن را قطع كند ، و آدمى به هيچ وجه از آن بريده نيست ، و سببى است كه زوال و فنا و سهو و نسيان نمىپذيرد . اين حقيقتى است كه انسان در ذات خود آن را يافته و فطرتش بدان حكم مىكند ، هر چند كه اشتغال به اسباب ظاهرى او را غافل ساخته و يا زخارف مادى و محسوس او را به خود جلب و جذب كرده باشد ، ليكن همين انسان وقتى در محاصره بلايا قرار گرفت و چاره از هر جهت از دستش بريده شد ، و راه نجات را به روى خود بسته ديد ، و همه اسباب ظاهرى از پيش رويش ناپديد شد و موانع بلايا همه از نظرش پريدند ، و ديگر چيزى از شواغل نماند كه او را مشغول كرده و دلش به آن بستگى پيدا كند ، آن وقت است كه آن حقيقتى كه اسباب ظاهرى تا كنون پنهانش مىداشت و وى از او در غفلت مىزيست ، ظهور كرده دلش به آن متعلق مىشود ، و آن عبارت است از سببى كه فوق همه اسباب است و او خداى عز اسمه است . * ( « ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ » ) * . از اينجا مذمت و توبيخ مشركين شروع مىشود مذمت و توبيخى كه سرانجام به تهديد منتهى مىگردد ، و اين حق است بر آنان ، براى اينكه كشف ضر از استغاثه ايشان و رجوع فطريشان به پروردگار خود اقتضاء مىكرد كه او را يكتاى در ربوبيت بدانند و ليكن بعد از آنكه حقيقت برايشان با دفع بلاها و نزول رحمت كشف شد باز هم گروهى از اينها دل به اسباب ظاهرى بسته و بشرك قبلى خود بازگشته ، و رذائل اخلاقى در دلهايشان بيدار شد و قوت گرفت ، و هواها در دلهايشان كوران كرد ، و باز غير خداى را شريك خدا كردند ، و يكى از چيزهايى كه شريك قرار دادند همان سببهاى ظاهرى بود ، و معناى آيه روشن است .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 394 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى