پوشيده نيست ، و از همه وجيه تر همان وجهى است كه ما آورديم ، چون با سياق آيه و آيات قبل و بعد آن كه در باره توحيد ربوبيت و تشريع دين از راه وحى رسالت بحث مىكند مناسبتر است .
جمله * ( « أفَغَيْرَ اللَّه تَتَّقُونَ » ) * ، استفهام انكارى است و على الظاهر متفرع بر هر دو جمله قبلى است ، و معنايش اين است كه : وقتى مطلب از اين قرار بود پس باز هم از غير خدا پرهيز مىكنيد و غير خدا را اطاعت مىكنيد ؟
* ( « وَما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّه ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْه تَجْئَرُونَ » ) * .
اين آيه بيان ديگرى است براى اثبات وحدانيت خداى تعالى در ربوبيت ، كه خدا توبيخ و مذمت مشركين را بر شرك و تشريعشان متفرع بر آن نموده است ، و از اينجا تا چند آيه ديگر مطلب دنبال همين موضوع جريان دارد .
مراد از كلمه « ضر » بد حالى از جهت فقدان نعمتى است كه در بودنش صلاح حال آدمى است ، و كلمه « جؤار » - به ضم جيم - به معناى صداى حيوانات وحشى است ، و جمله « * ( فَإِلَيْه تَجْئَرُونَ ) * - به درگاه او نعره مىزنيد » كنايه از دعا و تضرع و استغاثه است كه به نعره حيوانات تشبيه شده .
و كلام در جمله * ( « وَما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّه » ) * كلامى است عمومى و با دليل ، نه اينكه ادعايى بى دليل باشد ، خداوند دليل آن را در آيات قبلى بيان كرده ، علاوه بر اين شنوندگان اين خطاب هر كه باشند خود اعتراف به اين معنا دارند كه در هنگام بيچارگى به درگاه خدا متوسل شده ، داد و فرياد مىكنند .
پس معناى جمله مذكور چنين است كه تمامى نعمتهايى كه نزد شماست همه از انعام خدا بر شما است ، و خودتان هم اين معنا را مىدانيد ، و همين شماييد كه وقتى حالتان بد مىشود صدايتان را به تضرع و زارى به درگاه او بلند مىكنيد ، آرى تنها به درگاه او ، نه به درگاهى ديگر ، زيرا اگر درگاه ديگرى هم سراغ مىداشتيد و لو براى يك بار هم كه شده به آن درگاه متوجه مىشديد ، و ليكن نشديد و نخواهيد شد ، پس تنها خداى سبحان منعم نعمتهاى شما و بر طرف سازنده گرفتاريهاى شما است ، پس چرا با اين حال در برابرش به عبادت خاضع نمىشويد و او را اطاعت نمىكنيد .
و استغاثه به خداى تعالى و تضرع به درگاه او در هنگام برخورد با مصائب و هجوم شدايدى كه اميد انسان از هر جا و از هر سببى از اسباب ظاهرى قطع مىشود مطلبى است ضرورى كه احدى در آن شك ندارد ، آرى انسان هر چند هم كه دين نداشته باشد و به