سلامت بدنى را از ايشان بگيرد ، و همين طور .
و اينكه فرموده : * ( « فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ » ) * در مقابل تعليل ، و بيان اخذ بر تخوف است ، و معنايش اين است كه اگر خداى تعالى از ميان همه عذابها ، عذاب اخذ بر تخوف را كه نسبت به عذابهاى شمرده شده عذاب آسانترى است انتخاب فرمود از اين جهت بود كه او رؤوف و مهربان است ، و در تعبير « ربكم » نيز اشاره اى به اين علت هست ، و اين تعليل نسبت به دو وجه اول از وجوه تفسير روشن است ، اما نسبت به وجه سوم كه بعضى « 1 » گفتند مراد از تخوف ناقص كردن نعمتها است علت بودنش از اين باب است كه كم كردن نعمتها خود مهلت و فرصتى است كه بدكاران در آن مهلت مىتوانند توبه نموده ما فات را به نحوى جبران نمايند .
البته اين را هم بايد دانست كه شمردن عذاب در آيه مورد بحث چنانچه بعضى « 2 » گفتهاند ، دليل بر اين نيست كه عذاب خدا منحصر در همانها است ، بلكه انواعى از آن را مىشمارد .
* ( « أوَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّه مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُه عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّه وَهُمْ داخِرُونَ » ) * .
مراد از « رؤيت » در اين آيه ، رؤيت بصرى و نظرى حسى و ديدن موجودات جسمانى است ، چون عنايت به اين است كه نظرها را متوجه اجسام سايه دار كند نه خود سايه .
و « تفيؤ » از « فىء » به معناى سايه در هنگام برگشت است ، و لذا مىگويند كلمه « ظل » به معناى سايه اول روز ، و كلمه « فىء » به معناى سايه بعد از ظهر تا آخر روز است ، و ظاهرا همانطور كه گذشت ظل اعم از فىء است ، و آيه هم آن را تاييد مىكند ، پس تفيؤ به معناى بازگشت سايه است در بعد از ظهر .
و كلمه « شمائل » جمع « شمال » ( چپ ) و مقابل يمين ( راست ) است ، و جمع آوردن آن با اينكه طرف چپ يكى است به اعتبار اين بوده كه تمامى سمتهاى مفروض كه پشت سر و طرف چپ قرار بگيرند همه را چپ حساب كرده ، و در مقابل همه آنها را ، راست قرار داده چنان كه اگر شىء واحد را صاحب سايه هاى چند دانسته به همين اعتبار است
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 153 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 152 .