تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
اين مساله بخاطر اينكه تدريجى است لذا نازل شدن قرآن براى مردم را به كلمه « تنزيل » تعبير كرده است .
اين آيه دلالت دارد بر حجيت قول رسول خدا ( ص ) در بيان آيات قرآن و تفسير آن ، چه آن آياتى كه نسبت به مدلول خود صراحت دارند و چه آنهايى كه ظهور دارند ، و چه آنهايى كه متشابهند ، و چه آنهايى كه مربوط به اسرار الهى هستند ، بيان و تفسير رسول خدا ( ص ) در همه آنها حجت است ، و اينكه بعضى « 1 » گفته‌اند : كلام رسول خدا ( ص ) تنها در تفسير متشابهات و آن آياتى كه مربوط به اسرار الهىاند حجيت دارد ، و اما آن آياتى كه در مدلول خود صريح و يا ظاهرند ، و احتياج به تفسير ندارند ، كلام رسول خدا ( ص ) در آن موارد حجت نيست حرف صحيحى نيست ، و نبايد به آن اعتناء نمود . اين در خود بيان رسول خدا ( ص ) است و در ملحقات بيان آن جناب كه همان بيانات ائمه هدى ( ع ) است نيز مطلب از اين قرار است ، زيرا به حكم حديث ثقلين بيان ايشان هم بيان رسول خدا ( ص ) و ملحق به آن است ، به خلاف ساير افراد ، هر چند صحابه و يا تابعين و يا علماى امت باشند كلامشان حجت نيست ، براى اينكه آيه شريفه شامل آنان نمىشود ، نصى هم كه بتوان به آن اعتماد نمود و دلالت بر حجيت على الاطلاق كلام ايشان كند ، در كار نيست . و اما اينكه فرموده : * ( « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ) * در سابق گذشت كه ارشاد به حكم عقل است كه عقل ، عقلا را ملزم مىكند به اينكه اگر در فنى جاهل بودند به عالم آن فن رجوع كنند ، بدون اينكه حكم خود را به طائفه معين اختصاص داده باشد . البته اين در باره بياناتى است كه بطور مشافهه و رو در رو از رسول خدا ( ص ) و امامان ( ع ) گرفته شده باشد ، و اما اگر خود ما از آن حضرات چيزى نشنيده‌ايم ولى ديگران آن را نقل مىكنند در صورتى كه آن نقل به حد تواتر رسيده باشد و يا قرينه اى قطعآور يا نزديك به آن همراهش باشد آن نقل هم حجت است ، چون آن هم بيان ائمه ( ع ) است و اما چيزى كه حاكى آن بيان است اگر به حد تواتر نرسيده باشد و آن چنان قرينه اى هم همراه نداشته باشد چنين چيزى حجت نيست ، چه مخالف كتاب باشد و چه موافق آن ، چون در اولى بيان نيست ، و در دومى بيان بودنش احراز نشده و تفصيل اين مساله در جاى ديگر بايد بيايد .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 150 .