تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
كه همان فعل او است ، پس ديگر فرض تخلف و عروض كذب يا بطلان ندارد ، زيرا از بديهيات است كه هر واقع و ثابتى ، آن طور كه واقع شده تغير نمىپذيرد ، پس خدا در فعلش كه همان واقع است خطاء و غلط مرتكب نمىشود و امرش رد و قولش دروغ و وعده اش خلف نمىگردد . از اين آيه و از آيه * ( « وَقالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّه ما عَبَدْنا مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ . . . » ) * اين نكته هم روشن مىشود كه براى خدا دو اراده است : اراده تكوينى كه غير قابل تخلف است و اراده تشريعى كه ممكن است هم عصيان شود و هم اطاعت و ما به زودى ان شاء اللَّه اين بحث را تا حدى استيفاء مىكنيم . بحث روايتى در تفسير قمى به سند خود از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در ذيل جمله * ( « قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّه بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ . . . » ) * فرموده : منظور خانه مكر ايشان است ، يعنى مردند ، و خدا در آتش نگهشان داشت ، و اين مثل است براى دشمنان آل محمد « 1 » . مؤلف : ظاهر اين روايت اين است كه جمله * ( « فَأَتَى اللَّه بُنْيانَهُمْ . . . » ) * كنايه از بطلان مكر ايشان است نه خانه ظاهريشان . و در تفسير عياشى از محمد بن مسلم از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : منظور از * ( « فَأَتَى اللَّه بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ » ) * آن خانه اى بوده كه براى مشورت در آزار و اذيت انبياء در آنجا جمع مىشدند « 2 » . و در تفسير قمى در ذيل جمله * ( « قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ . . . » ) * از امام ( ع ) نقل كرده كه فرمود : منظور از * ( « الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ » ) * ائمه‌اند كه به دشمنان مىگويند : كجايند شركاى شما و آنهايى كه در دنيا اطاعتشان مىكرديد ؟ آن گاه مىگويد : امام فرمود : آنهايى هم كه ملائكه جانشان را مىگيرند در حالى كه به خود ستم كردند همين طائفه‌اند كه : * ( « فَأَلْقَوُا السَّلَمَ » ) * در برابر بلاهايى كه بر سرشان مىآيد تسليم گشته مىگويند : « * ( ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ ) * - ما هيچ بدى نكرديم » خدا هم سخنشان را رد نموده مىفرمايد : « بلى . . . » « 3 » .
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 384 . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 258 ، ح 19 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 385 .