« ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ » « 1 » در مقام بيان آنند ، و مقصود از اتيان امر رب تعالى ، قيام قيامت و فصل قضاء و انتقام الهى از ايشان است .
و اما احتمال اينكه مقصود از آمدن امر ، همان امرى باشد كه در اول سوره فرمود :
« أَتى أَمْرُ اللَّه » با در نظر گرفتن اينكه در آنجا گفتيم مقصود آمدن نصرت الهى و غلبه اسلام بر شرك است احتمال ضعيفى خواهد بود ، چون با لحن شديدى كه در آيه مورد بحث است نمىسازد ، علاوه بر اين در ذيل آيات مورد بحث خواهيد ديد كه گفتگو از انكار قيامت و جواب از آن است ، و همين خود مؤيد احتمال ما است كه گفتيم مقصود از آمدن امر خدا آمدن قيامت است .
و اگر كلمه رب را بر كافى كه خطاب به رسول خدا ( ص ) است اضافه كرد و فرمود : « مْرُ رَبِّكَ - امر پروردگار تو » و نفرمود : « امر اللَّه » و يا « امر ربهم - امر پروردگار ايشان » براى اشاره به اين معنا بود كه آمدن امر خدا ، نصرتى براى تو و نكبتى براى دشمنان تو خواهد بود .
« ذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ » - اين جمله ، هم تاكيد تهديد سابق است و هم تاييد مطلب است به ارائه نظير و مانند ، و معنايش اين است كه كسانى هم كه قبل از ايشان بودند ، مانند ايشان حق را انكار و استهزاء كردند ، و خلاصه كارى كه بحسب طبع ، باعث نگرانى از عذاب خدا مىشود مرتكب شدند ، « * ( فَأَصابَهُمْ سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا . . . ) * - و عذاب آنچه كردند به ايشان رسيد » .
« ما ظَلَمَهُمُ اللَّه وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ » - اين جمله ، كلامى است معترضه كه علت نزول عذاب بر ايشان را ظلم دانسته و بيان مىكند كه اين ظلم از خداى تعالى نبود ، بلكه ظلمى بود كه خود ايشان به خود كردند ، و خداى تعالى هم اين عذاب را براى يك بار و دو بار ظلم ايشان نفرستاد ، بلكه ايشان را مهلت داد تا آنجا كه بر ظلم خود ادامه دادند ، آن گاه عذاب را فرستاد ، و اگر بپرسى از كجاى آيه اين نكته را استفاده كرديد مىگوييم از كلمه « كانوا » كه دوام و ثبات را مىرساند ، پس در جمله « ما ظَلَمَهُمُ اللَّه . . . » استمرارشان را بر ظلم اثبات نموده و اصل ظلم را از ناحيه خداى سبحان نفى مىكند .
* ( « فَأَصابَهُمْ سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا وَحاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ » ) * .
هامش
( 1 ) ملائكه را نازل نمىكنيم مگر به حق و در اين صورت ديگر مهلت داده نمىشوند . سوره حجر ، آيه 8 .