تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
« وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها » « 1 » و در بيان سابق هم اشاره اى به اين معنا شد كه خطاب در جمله * ( « فَلا تَسْتَعْجِلُوه » ) * به مشركين است و معنايش نهى از استعجال ايشان و درخواست فرا رسيدن اجل و نزديك شدن وعده است ، نه درخواست مهلت ، و در اين صورت معنى ندارد كه از شنيدن * ( « فَلا تَسْتَعْجِلُوه » ) * آرام شوند . و اما روايت دوم ظاهرش اين است كه از امر خدا عذاب دنيوى را فهميده بودند نه قيامت را و اين خود مؤيد بيان سابق ما است نه مؤيد آقايان . و اما روايت سوم ، نهايت چيزى كه به آن دلالت مىكند اين است كه آمدن قيامت از مصاديق آمدن امر خداست ، و كسى هم در اين شكى ندارد ، ولى اين غير از اين است كه مقصود از امر در آيه همان قيامت باشد . و در كتاب غيبت نعمانى به سند خود از عبد الرحمن بن كثير از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل كرده كه در ذيل جمله * ( « أَتى أَمْرُ اللَّه فَلا تَسْتَعْجِلُوه » ) * فرمود : اين امر خدا همان امر ما است كه نبايد در آن عجله شود ، و خداوند امر ما را با سه لشكر كمك مىكند : 1 - ملائكه 2 - مؤمنين 3 - لشكر خودش ، و خروج او مانند خروج رسول خدا ( ص ) است چون در آن آيه فرمود : « كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ » « 2 » .
مؤلف : اين روايت را مفيد نيز در كتاب غيبت خود از - همان - عبد الرحمن از آن امام آورده ، و مراد از ظهور او ظهور مهدى ( ع ) است كه در روايات ديگرى بدان تصريح شده است ، و اين خود از باب جرى و تطبيق كلى بر فرد و يا از قبيل بطن قرآن است . و در كافى به سند خود از سعد الاسكاف روايت كرده كه گفت : مردى خدمت امير المؤمنين ( ع ) رسيد و از روح سؤال كرد كه آيا همان جبرئيل نيست ؟ فرمود : جبرئيل از ملائكه است و روح ، غير جبرئيل است . سعد مىگويد : اين جواب ، بر سائل گران آمده عرض كرد حرف بزرگى زدى كه هيچ كس نگفته ، زيرا هيچ كس احتمال نداده كه روح غير جبرئيل باشد . امير المؤمنين ( ع ) فرمود : تو مرد گمراهى هستى كه سخنان اهل ضلال را نقل مىكنى و گر نه خداى تعالى به پيغمبرش فرمود : * ( « أَتى أَمْرُ اللَّه فَلا تَسْتَعْجِلُوه سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ » ) * و اين خود صريح است در
هامش
( 1 ) و كسانى كه ايمان آورده‌اند از آن بيمناكند . سوره شورى ، آيه 18 . ( 2 ) غيبت نعمانى ، باب 11 ، ص 198 ، ح 9 ، ط - تهران .