حسن و قتاده ) . و بعضى گفتهاند : به استثناى سه آيه آخر كه مربوط به هنگام مراجعت رسول خدا ( ص ) از جنگ احد است و با آيه « وَإِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا » شروع مىشود همه مكى است ، و آن سه آيه ما بين مكه و مدينه نازل شده است ( به نقل از ابن عباس و عطاء و شعبى ) و در يكى از روايات منقوله از ابن عباس دارد كه بعضى از آيات ، مكى و بعضى ديگر مدنى است ، آيات مكى آن از اول سوره است تا جمله « وَلَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ » و مدنى آن از آيه « وَلا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّه ثَمَناً قَلِيلًا » تا جمله « بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » است « 1 » .
مؤلف : ما قبلا هم گفتيم كه آنچه از سياق به دست مىآيد با همه اين نقلها مخالف است .
و در تفسير عياشى از هشام بن سالم از بعضى از اصحاب ما از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه گفت : از آن جناب از معناى آيه * ( « أَتى أَمْرُ اللَّه فَلا تَسْتَعْجِلُوه » ) * پرسيدم ، فرمود : وقتى خدا از امرى به پيامبرش خبر مىدهد كه واقع خواهد شد ، شما ديگر عجله مكنيد تا وقتش فرا رسد . و فرمود : وقتى خدا از چيزى خبر مىدهد ( و مىفرمايد ) گويا آن را آمده حساب مىكند ، و لذا در اين آيه مىفرمايد : « امر خدا آمد در آن عجله مكنيد » « 2 » .
مؤلف : گويا مىخواهد اشاره به اين كند كه تعبير به ماضى براى تحقق وقوع ، و حتميت آن است .
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه گفت وقتى * ( « أَتى أَمْرُ اللَّه » ) * نازل شد اصحاب رسول خدا ( ص ) مضطرب شدند تا جمله * ( « فَلا تَسْتَعْجِلُوه » ) * آمد آرام گشتند « 3 » .
و نيز در همان كتاب است كه ابن جرير و ابن منذر از ابن جريح روايت كردهاند كه گفت : وقتى آيه * ( « أَتى أَمْرُ اللَّه فَلا تَسْتَعْجِلُوه » ) * نازل شد مردانى از منافقين به يكديگر گفتند : اين مرد مىپندارد كه امر خدا آمد ، پس پاره اى از كارها را كه مىكرديد نكنيد تا ببينيم آن امر چيست و وقتى ديدند چيزى نازل نشد و عذابى نيامد گفتند پس براى هميشه خاطرتان جمع باشد كه عذابى در كار نيست . سپس اين آيه نازل شد : « اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ . . . » ، گفتند : اين مرد همان پندار قبليش را از سر گرفته و چون ديدند عذابى نيامد ،
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 347 ، ط تهران .
( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ص 254 ، ح 2 .
( 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 109 .