ضمير دوم يعنى ضمير جمع « يبعثون » به مشركين بر مىگردد ، و اين « 1 » صحيح نيست كه هر دو ضمير را به اصنام برگردانيم ، زيرا علم به « روز بعث » مختص بارى تعالى است ، و از غير او محجوب بوده و جهل به آن مختص اصنام نيست . از اين وجه باطلتر قول بعضى « 2 » است كه گفتهاند : هر دو ضمير به مشركين بر مىگردد . ( دقت بفرماييد ) .
آيات شريفه مورد بحث هر چند ظاهر سياقش نفى ربوبيت اصنام است ليكن با كمترين دقت معلوم مىشود كه همين بيان در نفى ربوبيت صاحبان اصنام يعنى ملائكه مقرب و جن و كملين بشر و كواكب ، و هر معبود ديگرى كه وثنىها مىپرستند نيز جريان دارد ، براى اينكه آنها نيز هيچ يك خالق و منعم و عالم بالاصاله نيستند ، و اگر هم از اين صفات چيزى را و يا همه را دارند از خداى سبحان دارند ، و حال آنكه رب حقيقى آن كسى است كه اين صفات را بالاصاله و مستقلا داشته باشد ( دقت بفرماييد ) .
در اين دو آيه ، يعنى آيه * ( « وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ) * . . . * ( يُبْعَثُونَ » ) * التفات از خطاب به غيبت به كار رفته و شايد نكته آن اين بوده كه در هر دو ، مساله معاد و روز بعث كه مشركين منكر آن بودند به ميان مىآيد ، لذا خطاب از ايشان به رسول خدا ( ص ) متوجه شده تا بدين وسيله ، هم مطلب بيان شده باشد و هم با اعتراض آنان مواجه نگردد .
و اينكه فرمود : * ( « إِلهُكُمْ إِله واحِدٌ » ) * بيان نتيجه دليلى است كه در آيات قبلى اقامه شد ، و معنايش اين است كه وقتى ثابت شد كه خداى تعالى واجد شرايط الوهيت است و اوست كه معبوديتش به حق است ، و غير او خدايانى كه مشركين ادعا مىكنند هيچ يك ، واجد آن شرايط نيستند ، يعنى نه خالقند ، نه منعم و نه عالم ، پس اين نتيجه حاصل مىشود كه * ( « إِلهُكُمْ إِله واحِدٌ » ) * ، معبودى كه شما سزاوار است بپرستيد معبود واحدى است ، و لازمه اين معنا اين است كه چنين معبودى منحصر به خداى عز اسمه باشد .
بحث روايتى
در مجمع البيان گفته است : چهل آيه از اول اين سوره مكى و ما بقى ، يعنى از آيه « وَالَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّه مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ » تا آخر سوره مدنى است ، ( به نقل از
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 121 .
( 2 ) تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 7 ، ص 93 .