خود را واجد است ، پيدا نمىشود مگر با احاطه معبود به ظاهر و باطن بنده ، و خداى عز و جل عالم است به آنچه كه انسان پنهان مىدارد و آنچه كه آشكار مىسازد ، همانطور كه او خالق و منعم است ، و بخاطر خلقت و انعامش مستحق پرستش است .
از همين جا روشن مىگردد كه : چرا در آيه شريفه در بيان علم خدا ، تعبير مذكور انتخاب شده ، با اينكه ممكن بود بفرمايد : « عالم الغيب و الشهادة » و يا بفرمايد : « و اللَّه بكل شىء عليم » ، ولى فرمود : * ( « وَاللَّه يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَما تُعْلِنُونَ » ) * ، پس جهت اينكه علم به اسرار و آشكار را علت آورد ، آن هم اسرار و آشكار انسانها ، براى اين بود كه سخن در باره عبادت انسانها در برابر پروردگارشان بود ، و در علم به عبادت ، كه امرى است هم مربوط به بدن و اعضاى عبادت كننده و هم به قلب و احوال او لذا لازم است كه معبود ، داناى به باطن و ظاهر عبادتكننده اش باشد ، و به نيت درونى و احوال و حركات بدنى او آگاه باشد .
و جمله * ( « وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ » ) * اشاره است به فقدان ركن اول از اركان ربوبيت در بتها و معبودهاى مشركين ، و چون ركن اول ربوبيت را ندارند قهرا ركن دوم را هم كه از فروعات ركن اول است و عبارت است از : دادن نعمت ، ندارند .
به همين جهت معبودهاى آنان ، آلهه و ارباب نيستند ، بلكه خداى متعال رب است .
و اينكه فرمود : * ( « أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ » ) * اشاره است به فقدان ركن سوم از اركان ربوبيت در بتهاى بتپرستان ، و آن ركن عبارت است از علم به سر و آشكار ايشان ، و در اين نفى ، مبالغه كرده و اصل حيات و زندگى را كه مستلزم داشتن علم است نفى كرده كه نفى آن مستلزم نداشتن مطلق علم است تا چه رسد به نوع اكمل آن كه همان علم به ظاهر و باطن انسان است ، و فرموده : « مردگانى هستند بى جان » اول مرگ را براى ايشان اثبات كرده ، كه هيچ وقت با درك و شعور نمىسازد ، سپس همان مرگ را با بى جانى تاكيد نموده است .
و اگر از ميان همه وجوه جهل بتها خصوص علم به اينكه : « مردم چه وقت مبعوث مىشوند » را ذكر كرده به اين مناسبت است كه روز بعث ، روز پاداش انسانها است ، و بر « إله معبود » لازم است كه روز پاداش دادن به بندگانش را بداند ، زيرا بايد بداند كه چه روزى بندگان خود را در ازاى بندگيشان پاداش مىدهد ولى اين بتها از چنين روزى خبر ندارند ، پس چگونه مىتوانند « إله معبود » باشند ؟ .
از همين جا روشن مىشود كه ضمير اول ، يعنى ضمير جمع « ما يشعرون » به اصنام ، و
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 323
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٢٣