* ( « وَعَلاماتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ » ) * كلمه « علامات » جمع علامت است ، و علامت ، آن چيزى است كه نشانه چيز ديگرى باشد و كلمه مذكور عطف بر كلمه « انهارا » است ، يعنى و خدا علامتهايى قرار داد كه شما با آن ، به چيزهايى استدلال مىكنيد كه از حستان غايب است ، و مقصود از آن علامتها ، آيه ها و نشانه هاى طبيعى و يا وضعى است كه هر يك بر مدلولى دلالت مىكند ، و از آن جمله ، شاخصها و واژه ها و اشاره ها و خطوط و امثال اينها است كه يا به طبيعت خود و يا بطور قراردادى دلالت بر مدلولى مىكند .
خداى سبحان سپس راه يافتن بوسيله ستارگان را ذكر مىكند و مىفرمايد :
* ( « وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ » ) * ، و با اينكه جا داشت بر طبق سياق قبلى صيغه مخاطب بياورد صيغه غائب آورد و فرمود : « يهتدون » براى اين بود كه نخواسته است كلمه « تهتدون » كه در آيه قبلى بود تكرار شود .
آيه قبلى يعنى آيه * ( « وَعَلَى اللَّه قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْها جائِرٌ وَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ » ) * كه متعرض هدايت معنوى است ، در وسط آيات مربوط به نعمتهاى صورى و ظاهرى ، جنبه جمله « معترضه » به خود گرفته ، هر چند جا داشت بعد از جمله * ( « وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ » ) * كه مربوط به هدايت صورى است واقع شود ( چون بعد از به ميان آمدن هدايت صورى مناسب است هدايت معنوى هم به ميان آيد ) و ليكن چون باعث اشتباه مىشد ، و بويى از تناقض به خود مىگرفت ، لذا در همين جا كه قرار گرفته هر چند شكل جمله معترضه را دارد مع ذلك در جاى بهترى قرار گرفته است .
* ( « أفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ ) * . . . * ( إِلهُكُمْ إِله واحِدٌ » ) * اين آيات ، حجت مذكور در سابق را بطور اجمال تقرير مىكند ، چون در آيات سابق كه شانزده آيه بود يك دليل مفصلى براى توحيد ربوبيت اقامه شده بود ، كه اين آيه اجمال آنها است و مىفرمايد : خداى سبحان ، خالق هر چيزى است پس او است كه اين نعمتها را - كه به شمار در نمىآيد ، و نظام كون بدون آنها منتظم نمىشود - ارزانى داشته ، و عالم به سر و علن آنها است ، پس او است يگانه مالك هر چيز ، و يگانه مدبر هر چيز ، و او است پروردگار هر چيز ، و هيچ يك از اين خدايان دروغين كه مشركين درست كردهاند ، هيچ يك از اين صفات را ندارند ، پس هيچ يك از آنها ربوبيت ندارند ، و تنها معبود در عالم يكى است و لا غير ، و آن خداى عز اسمه است .
از همين جا فساد گفته بعضى از مفسرين روشن مىشود كه گفتهاند : اين آيات ،