تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
عذابها بود - مطلب را تاييد فرمود . و سپس با اشاره اى اجمالى به داستان « اصحاب ايكه » كه قوم شعيب ( ع ) بودند و « اصحاب حجر » كه مردم و قوم صالح ( ع ) بودند تاييد ديگرى كرد . * ( « نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنَّ عَذابِي هُوَ الْعَذابُ الأَلِيمُ » ) * . مقصود از كلمه « عبادى » بطورى كه از سياق آيات استفاده مىشود مطلق بندگان است ، و سخن آن كس « 1 » كه گفته « مراد از آن همان متقين و يا مخلصين است كه قبلا گفتگويش بود » سخنى است غير قابل اعتناء . و اگر هر دو جمله را اسميه آورد و بر سرشان « ان » در آورد - كه دلالت بر تاكيد دارد - و نيز ضمير فصل آورد ، يعنى در اول فرمود : * ( « أَنَا الْغَفُورُ . . . » ) * و در دومى فرمود : * ( « هُوَ الْعَذابُ » ) * ، و اگر بر سر خبر « الغفور » و « العذاب » الف و لام آورد ، همه براى اين است كه صفات مذكور در آيه را تاكيد كند و بفهماند مغفرت و رحمت ، و اليم بودن عذاب ، به آخرين درجه و نهايت حد خود رسيده‌اند ، بطورى كه ديگر نمىتوان با هيچ مقياسى آنها را اندازه گيرى نمود ، و چيزى را با آنها قياس كرد . آرى ، هيچ مغفرت و رحمتى نيست مگر اينكه ممكن است فرض شود كه مانعى نگذارد آن مغفرت و رحمت به ما برسد ، و يا اندازه گيرى بتواند آن را اندازه بگيرد ، و يا حدى برايش معين نمايد . ولى خداى تعالى چنين نيست كه كسى بتواند جلو مغفرت او را بگيرد ( لا معقب لحكمه ) و يا بدون مشيت او ، امرى آن را تحديد نمايد .
پس با اينحال ديگر جائز نيست كسى از مغفرت او مايوس و از روح و رحمتش نااميد گردد ، زيرا نمىتوان اين ياس و نوميدى را به مانعى كه جلو مغفرت خدا را بگيرد توجيه نمود ، تنها چيزى كه مايه وحشت است و بايد هم باشد ترس از خود خداى تعالى است . هم چنان كه بعد از آيه مربوط به مغفرت و رحمت كه دارد : « لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه إِنَّ اللَّه يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » « 2 » دنبالش فرموده « وَأَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ » « 3 » .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 59 و تفسير ابى السعود ، ج 5 ، ص 80 . ( 2 ) البته خدا همه گناهان را مىآمرزد . كه همانا او بسيار آمرزنده و مهربان است . سوره زمر ، آيه 53 . ( 3 ) انابه كنيد به سوى پروردگارتان . سوره زمر آيه 54 .