جويى بخاطر كينه درونى است ، و اين خود يك معناى لطيفى است .
و استشهاد رسول خدا ( ص ) به آيه از باب تطبيق كلى بر مصداق است ، نه اينكه آيه فقط در باره اهل بيت ( ع ) نازل شده باشد ، زيرا سياق آيه با اين اختصاص نمىسازد .
نظير اين روايت روايتى است كه از على ( ع ) در تفسير آيه نقل شده كه فرمودهاند : در باره ما اهل بدر نازل شده « 1 » و در روايت ديگرى آمده است كه : در باره ابو بكر و عمر نازل شده « 2 » . و در روايت ديگرى كه از على بن الحسين ( ع ) نقل شده فرمودهاند : در باره ابو بكر و عمر و على نازل شده « 3 » . باز در روايت ديگرى آمده كه در حق على و زبير و طلحه نازل شده « 4 » . و نيز در روايت ديگرى آمده كه در باره على و عثمان و طلحه و زبير نازل شده « 5 » . و در روايت ديگرى است كه ابن عباس گفت : در باره ده نفر نازل شده : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ، طلحه ، زبير ، سعد ، سعيد ، عبد الرحمن بن عوف و عبد اللَّه بن مسعود « 6 » .
و اين روايات به شهادت اختلافى كه در آنها است همه تطبيقاتى است كه راويان حديث ، آيه را با عده اى تطبيق نمودهاند ، و گر نه خود آيه شريفه و سياق آن با اين معنا كه در باره عده مخصوص نازل شده باشد نمىسازد . و چگونه مىسازد و حال آنكه در مقام بيان قضايى است كه خداى تعالى در بنى نوع بشر از اول خلقت تا به امروز اجراء نموده ، مىباشد و در سياق آن داستان دستور يافتن ملائكه به سجده بر آدم و امتناع ابليس از آن ، و رانده شدنش ، و نقل قضاهاى رانده شده بعد از آن قرار گرفته ، و اين مسائل مربوط به خصوص اشخاص نامبرده نيست .
هامش
( 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 101 .