تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
و چه بسا كه در دفع اين اشكال گفته‌اند « 1 » : اين تعبير از باب اين است كه ديگر طولانىتر از آن ، مدتى نيست و مانند تعبير « خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ » است . ولى همانطور كه خواننده عزيز ملاحظه مىكند وجه درستى نيست و ما معناى « خالِدِينَ فِيها » را كه « يوم الدين » را به آن قياس كرده‌اند در تفسير سوره هود گذرانديم . و چه بسا كه اينطور گفته‌اند « 2 » : مراد از لعنت در آيه ، لعن خلائق است كه پر واضح است كه در روز قيامت تمام مىشود ، به خلاف لعنت خدا كه روز قيامت هم هست و تا ابد ادامه دارد . و گويا اين گوينده غفلت كرده از اينكه خداوند لعنت خودش را هم تا روز قيامت محدود نموده ، و در سوره « ص » فرموده : « وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ » « 3 » . * ( « قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ » ) * . « انظار » به معنى مهلت دادن است . و اگر در ابتداى كلامش خدا را به كلمه « رب » ستوده ، با اينكه در مقام مخاصمه و عصيان و استكبار بوده ، براى اين است كه در همين حال در مقام دعا و سؤال هم بوده است . و در اين مقام چاره نداشته جز اينكه او را به اسمى بخواند كه رحمت الهيه مطلقه اش را تحريك نمايد ، لذا به مقام ربوبيت ملتجى شد تا در عين اينكه بر او خشم گرفته درخواستش را اجابت نمايد .
و اگر ابليس در هنگام درخواست خود كلامش را با فاء تفريع آغاز كرد و گفت « فانظرنى - پس مرا مهلت بده » و در ضمن كلامش سخن از مبعوث شدن عموم بشر كرد - نه تنها آدم كه به خاطر امتناع از سجده بر او مبتلا به رجم و لعن شد - براى اين بود كه - همانطور كه در تفسير آيات اين داستان در سوره اعراف گفتيم - بفهماند لجبازى و دشمنىاش تنها با آدم نبوده ، و از همين جا آن نكته كه در آنجا گفتيم تاييد مىشود ، و آن اين بود كه ابليس مامور سجده بر عموم و جنس بشر بوده ، نه تنها آدم ، و آدم ، به منزله قبله اى بوده كه نوع بشر را مجسم مىنموده است . توضيح اينكه : ما در ذيل آيه
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 47 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 48 . ( 3 ) و بر تو لعنت من تا روز قيامت حتمى و محقق است . سوره ص ، آيه 78 .