تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
ابليس نگفته بود كه من همه آنها را و براى هميشه اغواء مىكنم و اين خود مشعر بر اين است كه دشمنىاش تنها با شخص آدم نبوده بلكه با نوع بنى آدم بود . پس كانه از كلام خدا كه فرمود : * ( « وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ » ) * فهميده بود كه او با نوع بشر تا روز قيامت رابطه اى دارد ، و آن اين است كه فساد اعمال بشر و شقاوتشان ناشى از سجده نكردن وى و مربوط به وى است ، و به همين جهت در خواست كرد كه « پس مرا تا روزى كه مبعوث مىشوند مهلت بده » و نگفت « مرا تا روزى كه آدم مىميرد و يا تا زنده است مهلت بده » بلكه عمر آدم و ذريه اش ، همگى را در نظر گرفت و درخواست كرد تا روزى كه مبعوث مىشوند مهلتشان دهد . و اين معنا را متفرع بر لعنت تا روز جزا نمود ، در نتيجه معناى كلامش اين مىشود : حالا كه مرا تا قيامت لعنت كردى ، تا قيامت هم عمرم بده ، و وقتى در خواستش مستجاب شد آنچه كه در دل پنهان كرده بود اظهار داشته گفت : « هر آينه همگى آنان را گمراه مىكنم » .
* ( « قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ » ) * . اين جمله جواب خداى تعالى به ابليس است و در آن اجابت قسمتى از خواسته او و هم رد قسمتى ديگر آنست . اجابت است نسبت به اصل عمر دادن و رد است نسبت به قيدى كه او به كلام خود زد ، و آن اينكه اين مهلت تا قيامت باشد ، و لذا فرمود مهلت مىدهم اما تا روزى معلوم ، نه تا قيامت . و با در نظر گرفتن سياق دو آيه مورد بحث بسيار روشن به نظر مىرسد كه « يوم وقت معلوم » غير از « يوم يبعثون » است . و معلوم مىشود خداى تعالى دريغ ورزيده از اينكه او را تا قيامت مهلت دهد ، و تا روز ديگرى مهلت داده كه قبل از روز قيامت است . از اينجا مىتوان فهميد كه گفتار آن مفسرى « 1 » كه گفته خداوند دعاى او را مستجاب نمود و همه خواسته اش را انجام داده و دو تعبير « يوم وقت معلوم » و « يوم يبعثون » به يك معنا است ، صحيح نيست . همچنين دليلى كه آورده و گفته است خداوند در سوره اعراف بطور مطلق جواب داده كه تو از منظرين هستى * ( « قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ » ) * « 2 » ناتمام است .
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 234 . ( 2 ) سوره اعراف ، آيه 15 .