تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و اما اينكه گفت هر دو روز ( يوم وقت معلوم ، و يوم يبعثون ) به يك معنا است فسادش از گفتار گذشته ما معلوم شد . و اما ناتمام بودن دليلش از اين رو است كه همواره مطلقات قرآن بر مقيداتش حمل مىشود ، چون بعضى از قرآن بعضى ديگرش را معنا مىكند ، در سوره اعراف مطلق آورده و در آيه مورد بحث و همچنين در سوره « ص » مقيدش كرده است . حال مىپردازيم به اينكه وقت معلوم به چه معنا است ، و براى چه كسى معلوم است ؟ در قرآن كريم موارد متعددى است كه چيزى را موقت به وقت معلوم ، و يا مقدر به قدر معلوم مىكند ، نظير آيه « وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » كه در همين سوره گذشت ، و آيه « أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ » « 1 » مقصود از آن ، وقت و قدر ، و رزقى است كه نزد خدا معلوم است . و اما اينكه در آيه مورد بحث وقت مذكور براى ابليس هم معلوم است يا نه از لفظ آيه فهميده نمىشود . و اينكه بعضى « 2 » گفته‌اند : براى ابليس معلوم نبوده ، چون معلوم بودنش مستلزم وادارى او است به معصيت ، سخنى بى دليل است ، چون اگر جواب خداى تعالى به ابليس براى ما مبهم است دليل نمىشود بر اينكه براى ابليس هم مبهم بوده و اشكال اغواء به معصيت هم در اين مورد يعنى در مورد ابليس كه ريشه همه معصيتها است وارد نمىشود - دقت فرماييد . علاوه بر اينكه ابليس براى بار دوم گفت : « همه آنان را اغواء مىكنم » و اين خود شاهد است بر اينكه او مىدانسته كه تا آخرين فردى كه از بشر زنده است و او دسترسى به اغوايشان دارد زنده مىماند پس معلوم مىشود كه او از جمله « تا روز وقت معلوم » فهميده كه مقصود آخرين روز عمر بشر ، و آخرين روز زندگيش در زمين ، و آخرين فرصتى است كه او مىتواند به كار اغواى خود ادامه دهد . به ابن عباس هم نسبت داده‌اند كه او گفته منظور از « يوم » در آيه ، آخرين روز تكليف است كه همان روز نفخ اول است كه تمامى خلائق مىميرند و بيشتر مفسرين نيز اين سخن را پذيرفته‌اند « 3 » .
هامش
( 1 ) سوره صافات ، آيه 41 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 337 ، بنقل از بلخى . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 337 .