تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
« كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه » « 1 » سؤالى است كه بعضى « 2 » در جوابش گفته‌اند : طائفه اى از ملائكه نامشان جن بوده ، و ابليس از آنها بوده است . « 3 » و يا جن به معناى لغوى ، يعنى پنهان و ناديدنى است كه شامل ملائكه و غير ملائكه نيز مىشود . و ليكن هيچ يك صحيح و قابل اعتناء نيست . ما در تفسير سوره اعراف گفتارى در پيرامون اينكه چطور دستور سجده شامل ابليس هم شد با اينكه جزو ملائكه نبود گذرانده و دو آيه مورد بحث را آنجا معنا كرديم . * ( « قالَ يا إِبْلِيسُ ما لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ » ) * . جمله * ( « ما لَكَ » ) * مبتداء و خبر است ، و معنايش اين است كه چيست آنچه كه براى تو است ؟ و جمله * ( « أَلَّا تَكُونَ » ) * از قبيل منصوب به نزع خافض ( يعنى كلمه اى كه حرف جر آن را كه بايد بر سرش باشد حذف كنند و آن را مفتوح بخوانند ) ، و تقدير « فى ان لا تكون » است ، يعنى چه سودى بود براى تو ( در اينكه از ساجدين نباشى ) . و مقصود از « ساجدين » ملائكه است . خلاصه معنا اين است كه : چرا سجده نكردى ؟ . * ( « قالَ لَمْ أَكُنْ لأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَه مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ » ) * . اگر گفت : * ( « لَمْ أَكُنْ لأَسْجُدَ » ) * و نگفت : « لا اسجد » ، و يا « لست اسجد » براى اين است كه دلالت كند بر اينكه سرپيچىاش از سجده به مقتضاى ذاتش بوده ، اگر خودش از جوهره ذاتش خبر مىداشت مىدانست كه غير اين از او انتظار نمىرفت ، پس آيه به كنايه آن نكته اى را افاده مىكند كه آيه « أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ » « 4 » آن را تصريح مىنمايد . در سابق در معناى سجود براى آدم ، و ماموريت ملائكه و ابليس به اين عمل و اطاعت ملائكه و سرپيچى ابليس كلامى گذرانديم كه در اين باب هم نافع است ، به تفسير دو سوره بقره و اعراف اين كتاب مراجعه شود . * ( « فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ » ) * . كلمه « رجيم » بر وزن فعيل و به معناى مفعول از « رجم » به معنى طرد است ، يعنى رجم شده و مطرود ، اين كلمه استعمالش در رجم با سنگ و ريگ شايع شده . و
هامش
( 1 ) از طائفه جن بود و به همين جهت از امر پروردگار سرباز زد . سوره كهف ، آيه 50 . ( 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 1 ، ص 229 . ( 3 ) تفسير فخر رازى ، ج 2 ، ص 213 و تفسير روح المعانى ، ج 1 ، ص 229 . ( 4 ) من از او بهترم ، مرا از آتش و او را از گل آفريدى . سوره ص ، آيه 76 .