كلمه « لعن » به معناى طرد و دور كردن از رحمت است .
از همين جا روشن مىشود كه جمله * ( « وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ . . . » ) * بمنزله بيان است براى جمله * ( « فَإِنَّكَ رَجِيمٌ » ) * ، چون رجم باعث شد ابليس از ميان ملائكه و از آسمان يا از مقام و منزلت الهى ، و كوتاه سخن از مقام قرب كه مستواى رحمت خاص الهى است رانده شود ، و بنا بر اين منطبق بر ابعاد و دور كردن از رحمت مىشود ، كه همان لعن است .
]
خداوند لعنت بر ابليس را در جاى ديگر به خود نسبت داده و فرموده : « وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ » « 1 » و در هر دو آيه آن را مقيد به « يوم الدين » كرده است .
و اما اينكه در اين آيه مطلق لعنت را بر او قرار داده و فرموده : * ( « عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ » ) * براى اين است كه لعن در جايى به كار مىرود كه معصيتى باشد ، و چون هيچ معصيتى از هيچ كس سر نمىزند مگر آنكه دست اغواء و وسوسه شيطان در آن دخالت داشته باشد پس در حقيقت ريشه فسادى است كه برگشت هر معصيتى به او است ، در نتيجه همه لعنتها و وبالها حتى همان مقدارى كه به خود گنهكاران متوجه مىشود ، متوجه او نيز مىگردد .
در اينجا لازم مىدانم تذكر دهم كه براى بيشتر روشن شدن مطلب به بيانى كه ما در تفسير آيه « لِيَمِيزَ اللَّه الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَه عَلى بَعْضٍ فَيَرْكُمَه جَمِيعاً فَيَجْعَلَه فِي جَهَنَّمَ » « 2 » در جلد نهم اين كتاب گذرانديم مراجعه شود .
علاوه بر آنچه گفتيم اصولا ابليس - كه خدا عذابش را زياد كند - اولين كسى بود كه معصيت را در بشر فتح باب كرد ، و خداى را در فرمانش معصيت نمود . پس به اين اعتبار هم و بال و لعنت گناه هر گناهكارى به او بر مىگردد .
و اما اينكه خداى تعالى لعنت خود را به او اختصاص داد و فرمود : « عليك لعنتى » جهتش اين است كه دور كردن از رحمت وقتى اثر خود را مىبخشد كه از ناحيه خداى تعالى باشد ، و چون كسى مالك رحمت او نيست تا بدهد و يا دريغ دارد مگر به اذن او پس حقيقت اعطا و منع به او باز مىگردد .
علاوه بر اينكه لعن غير خدا در حقيقت درخواست از خداست كه او طرف را از
هامش
( 1 ) و اينكه بر تو باد لعنت من تا روز جزا . سوره ص ، آيه 78 .
( 2 ) سوره انفال ، آيه 37 .