« قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ » « 1 » به اين معنا اشاره شد .
چون در آيه اول همانطور كه ملاحظه مىكنيد ، مىفرمايد : روح انسانى همان بدنى است كه خلقت ديگر به خود گرفته ، بدون اينكه چيزى بر آن اضافه شده باشد . و در آيه دوم مىفرمايد : روح در هنگام مرگ از بدن گرفته مىشود در حالى كه بدن به حال خود باقى است ، و چيزى از آن كم نمىگردد .
پس روح ، امر وجودى است كه فى نفسه يك نوع اتحاد با بدن دارد و آن اين است كه متعلق به بدن است ، و در عين حال يك نوع استقلال هم از بدن دارد به طورى كه هر وقت تعلقش از بدن قطع شد از او جدا مىشود . در تفسير آيه « وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّه أَمْواتٌ » « 2 » در جلد اول اين كتاب پاره اى مطالب كه مربوط به اين مقام است گذشت ، و اميدواريم كه بتوانيم در ذيل آيه « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » « 3 » - ان شاء اللَّه - در اين مساله بحثى كامل و مستوفى بنماييم .
در آيه مورد بحث اگر روح را به خود نسبت داده و اضافه كرده به منظور تشريف و احترام بوده ، و از باب اضافه لامى است كه اختصاص و ملكيت را مىرساند . و جمله * ( « فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ » ) * به اين معنا است كه سجده كنيد ، و بعيد نيست معنايش اين باشد كه براى سجده او به رو به زمين بيفتيد ، كه اگر اين باشد تاكيد در خضوع ملائكه را براى اين مخلوق تازه مىرساند ، و بعضى « 4 » از مفسرين همين معنا را گرفتهاند .
و معناى آيه اين مىشود : وقتى من تركيب آن را تعديل نموده و صنع بدنش را تمام كردم ، و سپس روح بزرگ منسوب به خود را كه من ميان آن و بدن او ارتباط برقرار كرده ايجاد نمودم ، شما براى سجده بر او به زمين بيفتيد .
* ( « فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ » ) * .
لفظ « اجمعون » تاكيد بعد از تاكيد است تا تاكيد اول را تشديد كند ، و منظور اين است كه ملائكه همه سجده كردند ، به طورى كه حتى يك نفر هم باقى نماند . و اگر ابليس را از ملائكه استثناء نموده ، با اينكه از ملائكه نبود - به شهادت آيه
هامش
( 1 ) بگو ملك الموتى كه موكل شما است جان شما راى مىگيرد . سوره الم سجده ، آيه 11 .
( 2 ) سوره بقره ، آيه 154 .
( 3 ) سوره اسرى ، آيه 85 .
( 4 ) تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 7 ، ص 59 .