( بشر ) اطلاق مىشود از باب تغليب است ( چون بردگان نيز مراد بودهاند ) .
بعيد هم نيست كه مقصود از آن هر چيزى غير آدمى باشد ، چه حيوان ، چه نبات و چه غير آن دو ، براى اينكه آنها نيز درخواست رزق دارند ، همانطور كه عقلاء دارند .
و اين دأب و روش خداى سبحان است در كلام مجيد خود كه الفاظ مختص به عقلا را بر غير عقلا نيز اطلاق مىكند ، البته در صورتى كه بخواهد چيزى از آثار مختص به عقلا را به آنها نسبت دهد ، هم چنان كه در باره بتها فرموده : « فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ » « 1 » و نيز فرموده : « فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي » « 2 » و همچنين موارد ديگر كه متعرض حال بتها و معبودهاى دروغين شده است . كه مردم آنها را مىپرستيدند و حال آنكه معبودى شايسته پرستش است كه عاقل باشد . و همچنين در باره زمين و آسمان فرموده : « فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ » « 3 » و امثال اين موارد .
پس معناى آيه اين است كه : ما براى شما گروه بشر در زمين چيزهايى قرار داديم كه بتوانيد تا زندهايد با آنها زندگى كنيد ، و همچنين براى غير شما از جانداران معايشى نظير معايش شما قرار داديم .
* ( « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » ) * .
كلمه « خزائن » جمع « خزانه » است ، و خزانه به معناى مكانى است كه مال در آن انبار و محافظت و ذخيره گردد . و كلمه « قدر » به فتح قاف و دال ، يا تنها به فتح قاف - به معناى مبلغ و مقدار و كميت متعين هر چيز است .
و از آنجايى كه آيه شريفه در سياق گفتار پيرامون رزق و مايه معيشت انسان و حيوان قرار گرفته ، لا جرم منظور از كلمه « شىء » كه در آيه شريفه موضوع سخن است نبات و توابع آن ، يعنى حبوبات و ميوه ها خواهد بود ، و منظور از خزانه اى نزد خداست و خدا آن را به اندازه معلوم نازل مىكند ، بارانى است كه از آسمان نازل مىشود و نباتات را مىروياند و در نتيجه حبوبات و ميوه ها عايد بشر شده ، انسانها و حيوانات با آنها زندگى مىكنند . اين خلاصه معنايى است كه جمعى از مفسرين « 4 » براى آيه مورد بحث كردهاند .
هامش
( 1 ) از ايشان بپرسيد اگر سخن مىگويند . سوره انبياء ، آيه 63 .
( 2 ) به درستى كه ايشان ( بتها ) دشمن من هستند . سوره شعراء ، آيه 77 .
( 3 ) پس به آسمان و زمين گفت بياييد ، چه با طوع و رغبت ، و چه با كراهت . گفتند : آمديم با طوع و رغبت . سوره سجده ، آيه 11 .
( 4 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 174 .