تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
آن را حفظ مىكنيم ، و از آنچه كه دشمنان مىگويند حوصله ات سر نرود ، چون عادت مجرمين همواره همين بوده ، سوگند مىخورم كه قبل از تو نيز در بشرهاى اولين ارسال رسل نمودم ، حال آنان نيز حال اينان بود ، هيچ پيغمبرى بر ايشان نمىآمد مگر آنكه مسخره اش مىكردند .
* ( « كَذلِكَ نَسْلُكُه فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ) * . . . * ( سُنَّةُ الأَوَّلِينَ » ) * . كلمه « سلوك » به معناى نفوذ كردن ، و نفوذ دادن است . هم گفته مىشود : « سلك الطريق - راه را سلوك كرد » يعنى در آن نفوذ نمود ، و هم گفته مىشود « سلك الخيط فى الإبرة - نخ را در سوزن سلوك داد » يعنى نفوذ و عبور داد . اهل لغت هم تصريح كرده‌اند كه « سلك » و « اسلك » به يك معنا است « 1 » . دو ضميرى كه در « نسلكه » و در « به » است به كلمه « ذكر » كه قبلا گذشته بود بر مىگردد ، و مقصود از آن قرآن كريم است . و معناى آيه اين است كه : وضع رسالت تو و دعوتت به ذكرى كه بر تو نازل شده شبيه به وضع رسالتهاى قبل از تو است ، همانطور كه در آن رسالتها عكس العمل مردم اين بود كه رسالت ما را رد نموده ، استهزاء كنند ، و ما اينچنين ذكر ( قرآن ) را در دلهاى اين مجرمين نفوذ داده و داخل مىكنيم . خداى تعالى با اين جمله رسول گراميش را خبر مىدهد كه مجرمين به ذكر ايمان نمىآورند ، و اين روش در امتهاى گذشته نيز سابقه داشته است ، چون سنت آنها نيز اين بود كه حق را استهزاء كنند و پيروى ننمايند . پس هر دو آيه از نظر معنى قريب المعنى با آيه « فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ » « 2 » مىباشد . و چه بسا مفسرينى كه گفته‌اند : دو ضمير مذكور به شرك و يا استهزايى كه از آيات قبل استفاده مىشود بر مىگردد ، و حرف « باء » در « به » باء سببيت ، و معناى آيه اين است كه : ما اين چنين شرك و استهزاء را در دلهاى مجرمين نفوذ مىدهيم ، و به جهت همين شرك يا استهزاء ديگر ايمان نمىآورند . . . « 3 » . ليكن معناى بعيدى است ، چون از جمله ، * ( « لا يُؤْمِنُونَ بِه » ) * اين معنا متبادر به ذهن است كه حرف باء براى تعديه است ، نه سببيت .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « سلك » . ( 2 ) پس ، آنها ايمان آور نبودند به آنچه تكذيب كردند . پيش از اين . سوره اعراف ، آيه 101 . ( 3 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 162 .