ملائكه را كه به عنوان آيت رسالت اقتراح و پيشنهاد كردند ، ذكر نمود ، اينك در دنبالش سه دسته از آيات را آورده كه در ابتدائش كلمه « و لقد » به كار رفته . يكى آيه * ( « وَلَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ . . . » ) * است و يكى آيه * ( « وَلَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً » ) * و سوم آيه « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ » .
در اولى اين معنا را بيان كرده كه استهزاء عادت و سنت جارى مجرمين است ، و اينها ايمان آور نيستند ، هر چند كه هر قسم آيتى برايشان بياورى . و در دومى اين معنا را كه اگر كسى بخواهد ايمان بياورد به قدر كفايت ، آيات آسمانى و زمينى هست . و در سومى اين معنا را كه اختلاف ميان نوع بشر به ايمان و كفر و ضلالت از چيزهايى است كه خداوند در روز آغاز خلقتشان تقدير و تعيين نمود ، از همان ابتداء خلقت آدم را خلق كرد و آن ماجراى ميان او و ملائكه و ابليس در امر سجود پيش آمد .
* ( « وَلَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ ) * . . . * ( يَسْتَهْزِؤُنَ » ) * .
كلمه « شيع » جمع « شيعه » و به معناى فرقه ايست كه در پيروى سنت و مذهبى متفق باشند . اين كلمه در آيه ديگرى از قرآن نيز آمده « مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ » « 1 » .
و اينكه فرمود : * ( « وَلَقَدْ أَرْسَلْنا » ) * معنايش اين است كه ما فرستاديم « رسلا » ( فرستادگانى را ) ، و كلمه « رسلا » از آنجا كه حاجتى به ذكرش نبوده حذف شده ، چون عنايت كلام به اصل ارسال و اينكه قبل از اين امت ارسال شده ، مىباشد ، و اما چه كسى ارسال شده نظرى به آن نيست . تنها اين معنا مورد نظر است كه بشرهاى اولين هم مانند آخرين بودند ، آنان نيز مانند ايشان عادت داشتند كه رسالت الهى را احترام نكنند ، و بلكه آورنده آن را استهزاء نموده ، دنبال جرائم خود را بگيرند . آرى نظر ، بيان اين جهت است تا خاطر رسول خدا ( ص ) را خشنود سازد ، و از انكار و استهزاء كفار دلتنگ و ناراحت نگردد ، هم چنان كه در آخر سوره نيز همين تسليت را مىدهد و مىفرمايد : « وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ » « 2 » .
پس معناى آيه اين است : خشنود باش ، ما ذكر را بر تو نازل كردهايم و ما خود
هامش
( 1 ) از آنان كه دين خود را دسته دسته كردند ، و فرقه ها شدند و هر حزبى به آنچه خود دارد ، خرسند است . سوره روم ، آيه 32 .
( 2 ) ما مىدانيم كه تو حوصله ات سر آمده از آنچه كه اينان مىگويند . سوره حجر ، آيه 97 .