تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
سخن به كجا مىرسد كه در فلان تاريخ مردى دعوى نبوت نموده و قرآنى به عنوان معجزه آورد ، خودش از دنيا رفت ، و قرآنش هم دستخورده شد ، و از او چيزى باقى نماند مگر اجماع مؤمنين به وى ، بر اينكه او به راستى پيغمبر بوده ، و قرآنش هم به راستى معجزه اى بر نبوت او بوده است ، و چون اجماع حجت است - زيرا همان پيغمبر آن را حجت قرار داده ، و يا از اجماع مجمعين كشف مىكنيم كه قول يكى از جانشينانش در آن هست - پس بايد نبوت او و قرآنش را قبول كنيم ؟ ! ! و كوتاه سخن ، احتمال دسيسه و جعل حديث كه احتمال قوى هم هست و شواهد و قرائن آن را تاييد مىكند ، وقعى و اعتبارى براى روايات مذكور باقى نمىگذارد ، و با در نظر گرفتن آن ، ديگر نه حجيت شرعى بر آن اخبار باقى مىماند ، و نه حجيت عقلانى ، حتى صحيح السندترين آنها هم از اعتبار ساقط مىگردد . زيرا حجيت سند ، معنايش اين است كه رجال حديث دروغ عمدى نمىگويند ، و اما اينكه فريب نمىخورند ، و در اصول روايتى آنان هم دست برده نمىشود ، ربطى به صحت سند ندارد . و اما اينكه گفتيم روايات تحريف ، آيات و سوره هايى را سواى قرآن اسم مىبرد كه از نظر نظم و اسلوب هيچ شباهتى به نظم قرآن ندارد ، دليلش مراجعه خود خواننده عزيز است كه اگر مراجعه كند به موارد بسيارى - از قبيل سوره « خلع » و سوره « حفد » كه به چند طريق از طرق اهل سنت روايت شده است « 1 » - بر خواهد خورد ، و به طور قطع گفتار ما را تصديق خواهد نمود ، و ما اين دو سوره را در اينجا مىآوريم تا زحمت خواننده را كم كرده باشيم : سوره خلع چنين است : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم انا نستعينك و نستغفرك و نثنى عليك و لا نكفرك و نخلع و نترك من يفجرك » « 2 » و سوره حفد چنين است : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم اللهم اياك نعبد و لك نصلى و نسجد و اليك نسعى و نحفد نرجو رحمتك و نخشى نقمتك ان عذابك بالكافرين ملحق » « 3 » . و همچنين سوره ولايت و غير آن كه پاره اى روايات آن را آورده اقاويل و هذيانهايى است كه سازنده اش از نظم قرآنى تقليد كرده و نتيجه اش اين شده كه اسلوب
هامش
( 1 ) الاتقان ، ج 2 ، ص 26 . ( 2 و 3 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 65 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 166 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى