تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و همچنين رواياتى « 1 » كه دارد : فرستادگان بنى تميم وقتى خدمت رسول خدا ( ص ) مىرسيدند ، پشت در منزلش مىايستادند و صدا مىزدند كه به سر وقت ما بيرون بيا . آن گاه آيه اى را كه در اين مورد نازل شده اين چنين نقل كرده : « إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ ( بنو تميم ) أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ » آن گاه آقايان پنداشتند كه كلمه بنو تميم جزء آيه بوده و ساقط شده است . باز ملحق به اين باب است روايات بى شمار ديگرى كه در جرى قرآن ( تطبيق كليات آن بر مصاديق ) وارد شده است ، مانند روايتى « 2 » كه در ذيل آيه « وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا ( آل محمد حقهم ) » آمده كه جمله « آل محمد حقهم » به منظور بيان يكى از مصاديق ظلم آورده شده ، نه به عنوان متن آيه . و روايتى « 3 » كه در خصوص آيه « وَمَنْ يُطِعِ اللَّه وَرَسُولَه ( فى ولايت على و الأئمة من بعده ) فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً » و اين گونه روايات بسيار زياد است . باز ملحق به اين بابست رواياتى كه وقتى آيه اى را تفسير مىكند ذكرى و يا دعايى به آن اضافه مىنمايد ، تا مردم در هنگام خواندن آن آيه ادب را رعايت نموده ، آن ذكر و دعا را بخوانند ، هم چنان كه در كافى « 4 » به سند خود از عبد العزيز بن مهتدى روايت كرده كه گفت از حضرت رضا ( ع ) در باره سوره توحيد پرسيدم فرمود : هر كس بخواند قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ را و به آن ايمان داشته باشد توحيد را شناخته است . آن گاه اضافه كرده است : عرض كردم چطور بخوانيم آن را ؟ فرمود : همانطور كه مردم آن را مىخوانند : « قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ، اللَّه الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ كذلك اللَّه ربى كذلك اللَّه ربى » . و نيز جزو ادله قاصر الدلاله آقايان بايد رواياتى را شمرد كه در باب الفاظ آيه اى وارد شده و آقايان آنها را از ادله تحريف شمرده‌اند ، مانند روايتى « 5 » كه در پاره اى روايات مربوط به آيه « وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّه بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ » دارد آيه اينطور است : « و لقد نصركم اللَّه ببدر و انتم ضعفاء »
هامش
( 1 ) تفسير برهان ، ج 4 ، ص 204 ، ح 1 . ( 2 ) تفسير برهان ، ج 3 ، ص 194 ، ح 4 . ( 3 ) تفسير برهان ، ج 3 ، ص 340 ، ح 1 . ( 4 ) تفسير برهان ، ج 4 ، ص 523 ، ح 5 . ( 5 ) تفسير برهان ، ج 1 ، ص 310 ، ح 1 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 163 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى