تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
عربى مانوس و معمولى را هم از دست داده است و مانند زاغ شده كه خواست چون كبك بخرامد راه رفتن خود را نيز فراموش كرد ، اين دشمن قرآن نيز كه نتوانسته است به نظم آسمانى و معجز قرآن برسد ، اسلوب معمولى زبان عرب را هم فراموش كرده ، چيزى گفته است كه هر طبع و ذوقى از شنيدنش دچار تهوع مىشود ، و لذا باز هم به شما خواننده عزيز سفارش مىكنم كه به اين ياوه گويىهايى كه دشمنان خواستند به قرآن نسبت دهند ، مراجعه نمايد تا به درستى دعوى ما پى ببرد ، آن وقت است كه با اطمينان خاطر و به جرأت تمام حكم مىكند بر اينكه محدثينى كه به چنين سوره هايى اعتناء مىكنند ، بخاطر تعصب و تعبد شديدى است كه نسبت به روايات دارند و در تشخيص صحيح از مجعول آن و در عرضه داشتن احاديث بر قرآن كوتاهى مىكنند و اگر اين تعصب و تعبد نبود ، كافى بود در يك نظر حكم كنند به اينكه ترهات مذكور جزو قرآن كريم نيست .
و اما اينكه گفتيم روايات تحريف ، به فرضى هم كه صحيح باشد مخالف با كتاب است و به همين جهت بايد طرح شود . توضيحش اين است كه مقصود ما مخالفت با ظاهر آيه * ( « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ » ) * « 1 » و ظاهر آيه « وَإِنَّه لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَلا مِنْ خَلْفِه » « 2 » نيست ، تا بگوييد اين مخالفت ظنى است ، - چون ظهور الفاظ آيه جزو ادله ظنى است - بلكه مراد مخالفت با دلالت قطعى كتاب است ، چون مجموع قرآنى كه فعلا در دست ما است به بيانى كه در دليل اول بر نفى تحريف گذشت ، دلالت قطعى دارد بر اينكه در قرآن تحريفى رخ نداده است . و چطور ممكن است در اين دلالت خدشه كرد ، و حال آنكه قرآنى كه در دست ما هست اجزايش در نظم بديع ، و معجزه بودن نظير يكديگرند و خودش در دفع اختلافاتى كه در به دو نظر به ذهن مىرسد كافى است . نه در دفع آن اختلافات نقصى دارد ، و نه در افاده معارف حقيقى و علوم الهى كلى و جزئيش قصورى ، معارفش همه به هم مربوط و فروعش بر اصولش مترتب ، و اطرافش بر اوساطش منعطف است ، و اين خصوصيات كه در نظم قرآنى است و خداوند آن را به آن خصوصيات ، وصف نموده در همه جاى اين كتاب مشهود است .
هامش
( 1 ) البته ما قرآن را بر تو نازل كرديم و ما هم او را محققا محفوظ خواهيم داشت . سوره حجر ، آيه 9 . ( 2 ) و بتحقيق اين كتاب هر آينه با عزت است و هرگز از پيش و پس ( آينده و گذشته ) اين كتاب حق ، باطل نشود . سوره فصلت آيات 41 و 42 .