مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه . . . وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ( و الحمد للَّه رب العالمين ) » . و در بعضى « 1 » ديگر جمله « الحمد للَّه رب العالمين » را در آخر آيه سوم بعد از جمله « هُمْ فِيها خالِدُونَ » آورده .
در بعضى « 2 » چنين آمده : « لَه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ( و ما بينهما و ما تحت الثرى عالم الغيب و الشهادة الرحمن الرحيم . . . » . و در بعضى ديگر اينطور آمده : « عالم الغيب و الشهادة الرحمن ) الرحيم بديع السماوات و الارض ذو الجلال و الاكرام رب العرش العظيم » و در بعضى ديگر آمده : « عالم الغيب و الشهادة العزيز الحكيم » .
و اينكه بعضى از محدثين گفتهاند كه « اختلاف روايات در آياتى كه نقل شد ضرر به جايى نمىرساند چون اين روايات در اصل تحريف قرآن اتفاق دارند » مردود و غلط است . چون اتفاق روايات مذكور در تحريف شدن قرآن ضعف دلالت آنها را جبران نمىكند و هر يك از آنها ديگرى را دفع مىكند .
و اما اينكه گفتيم دسيسه و جعل در روايات شايع شده ، مطلبى است كه اگر كسى به روايات مربوط به خلقت و ايجاد و قصص انبياى سلف و امتهاى گذشته ، و همچنين به اخبار وارده در تفاسير آيات ، و حوادث واقعه در صدر اسلام مراجعه نمايد هيچ ترديدى ، در آن برايش باقى نمىماند ، چون بزرگترين چيزى كه از اسلام خواب را بر چشم دشمنان حرام كرده و ايشان حتى يك لحظه از خاموش كردن نور آن و كم فروغ كردن شعله فروزان آن و از بين بردن آثار آن از پاى نمىنشينند ، قرآن كريم است . آرى قرآن كريم است كه كهفى منيع و ركنى شديد براى اسلام است . قلعه ايست كه جميع معارف دينى و سند زنده و جاويد نبوت و مواد دعوت در آن متحصن است . آرى ، دشمنان خوب فهميده بودند كه اگر بتوانند به قرآن دستبردى زنند و حجيت آن را مختل سازند ، امر نبوت خاتم الانبياء بدون كمترين درد سرى باطل مىشود و شيرازه دين اسلام از هم مىگسلد و ديگر بر بناى اسلام سنگى روى سنگى قرار نمىگيرد .
و عجب از اين گونه علماى دينى است كه در مقام استدلال بر تحريف شدن قرآن بر مىآيند و آن گاه به رواياتى كه به صحابه و يا به ائمه اهل بيت منسوب شده احتجاج مىكنند و هيچ فكر نمىكنند كه چه مىكنند . اگر حجيت قرآن باطل گردد ، نبوت خاتم الأنبياء باطل شده ، و معارف دينى لغو و بى اثر مىشود ، و در چنين فرضى اين
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 85 .
( 2 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 84 .