و اى كاش مىفهميديم كه چگونه ممكن است ادعا كنيم اين همه آياتى كه شايد به قول و ادعاى آنان بالغ بر هزارها آيه باشد همه راجع به امر ولايت بوده و مخالفين آن حضرت آنها را حذف كردهاند ؟ ! و يا اصولا آيه هايى بوده كه عموم مسلمانان از آن خبرى نداشتهاند و تنها على ( ع ) از آن خبر دار بوده ؟ ! چطور چنين جرأتى به خود بدهيم ، با آن همه دواعى قوى كه مسلمانان در حفظ قرآن و آن همه شوق و رغبتى كه در فراگرفتن آن از خود نشان مىدادند ؟ ! و آن همه سعى و كوششى كه رسول خدا ( ص ) در تبليغ آيات و رساندن آن به آفاق و تعليم و بيان آن مبذول داشته است ؟ ! با اينكه خود قرآن كريم در اين باره تصريح كرده كه : « يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ « 1 » » و نيز فرموده : « لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ « 2 » » آن آياتى كه احاديث « 3 » مرسل مىگويند در سوره نساء در ميان جمله « وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى » و جمله « فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ » بوده و به اندازه يك ثلث قرآن يعنى بيش از دو هزار آيه مىشده و افتاده . و نيز آن آياتى كه محدثين سنى « 4 » گفتهاند از سوره برائت ساقط شده ، مانند « بسم اللَّه » آن و صدها آيه كه سوره مذكور را مساوى با سوره بقره مىكرده « 5 » و اينكه سوره احزاب بزرگتر از سوره بقره بوده و دويست آيه از آن ساقط شده « 6 » . و يا آن آياتى كه روايات مجعوله مذكور مىگويد منسوخ التلاوه شده و جمعى از مفسرين « 7 » اهل سنت هم براى دفاع از يك حديث كه گفته « پاره اى از قرآن را خدا از يادها برد و تلاوتش را منسوخ كرد » پذيرفتهاند ، كجا رفتهاند ؟ و چطور گم شدهاند ، كه حتى يك نفر هم سراغ يكى از آن هزارها را نگرفته است ؟ ! .
و اگر شما هم همان حديث را سند قرار دهيد ، و بگوييد خدا از يادها برده مىپرسيم از ياد بردن خدا چه معنا دارد ؟ و مقصود از نسخ تلاوت چه مىتواند باشد ؟ آيا نسخ تلاوت بخاطر اين بوده كه عمل به آن آيات منسوخ شده ؟ پس چرا آيات منسوخه ديگرى
هامش
( 1 ) آنان را كتاب و حكمت مىآموزد . سوره جمعه ، آيه 2 .
( 2 ) تا بيان كنى براى مردم آنچه را به ايشان نازل مىشود . سوره نحل ، آيه 44 .
( 3 ) تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 438 ، ح 34 .
( 4 ) اتقان ، ج 1 ، النوع التاسع عشر .
( 5 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 65 .
( 6 ) الاتقان ، ج 2 ، ص 25 .
( 7 ) تفسير فخر رازى ، ج 3 ، ص 231 .