امان نيست ، چون اخبارى كه بدست يهود در ميان اخبار ما دسيسه شد آن قدر ماهرانه دسيسه شده كه از اخبار واقعى خود ما قابل تميز نيست ، و خبرى هم كه ايمن از جعل و دسيسه نباشد قابل اعتماد نيست . از همه اينها كه بگذريم اخبار مذكور آيه ها و سوره هايى را نشان مىدهد كه از قرآن افتاده كه به هيچ وجه شبيه به نظم قرآنى نيست ، گذشته از اينكه بخاطر مخالفتش با قرآن مردود است .
و اما اينكه گفتيم سند بيشتر آن اخبار ضعيف است ، مراجعه به سندهاى آنها مصدق گفتار ماست ، زيرا اگر مراجعه كنيد خواهيد ديد يا مرسلند و اصلا سند ندارند ، و يا مقطوع و بريده سندند ، و يا رجال سند ضعيفند ، آن هم كه سالم است آن قدر كم و ناچيز است كه قابل اعتماد نيست . و اين هم كه گفتيم پاره اى از آنها در دلالت قاصرند ، دليلش اين است كه بسيارى از آنها اگر آيه قرآن را آوردهاند ، آوردهاند كه تفسير كنند ، نه اينكه بگويند آيه اينطور نازل نشده ، مانند روايتى كه در روضه كافى « 1 » از ابى الحسن اول ( ع ) در ذيل آيه « أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّه ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ ( فقد سبقت عليهم كلمة الشقاء و سبق لهم العذاب ) وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً » است كه جمله بين پرانتز به عنوان تفسير آورده شده است .
و مانند روايتى كه در كافى « 2 » از امام صادق ( ع ) در تفسير آيه « وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا » فرموده : « ان تلووا ( الامر ) و تعرضوا ( عما امرتهم به ) فَإِنَّ اللَّه كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً » كه جملات بين پرانتز به عنوان تفسير و توضيح است ، نه جزو آيه . و همچنين روايات تفسيرى ديگرى كه آقايان جزو روايات تحريف شمردهاند .
و ملحق به اين باب است روايات بىشمارى كه سبب نزول آيات را بيان مىكند ، و آقايان آنها را جزو ادله تحريف قرآن شمردهاند ، مانند رواياتى كه « 3 » مىفرمايد : اين آيه اينطور است : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ ( فى على ) » و حال آنكه روايت نمىخواهد بگويد كلمه « فى على » جزو قرآن بوده ، بلكه مىخواهد بفرمايد آيه در حق آن جناب نازل شده است .
هامش
( 1 ) تفسير برهان ، ج 1 ، ص 387 ، ح 3 .
( 2 ) نور الثقلين ، ج 1 ، ص 561 ح 619 بنقل از اصول كافى .
( 3 ) نور الثقلين ، ج 1 ، ص 301 ، ح 301 .